تبلیغات
روانشناسی
روانشناسی
خداوندا چگونه زستن را به من بیامز چگونه مردن را خود یاد خواهم گرفت
سه شنبه 19 آذر 1387

چه کنیم که بچه ها به حرفمان گوش کنند

سه شنبه 19 آذر 1387

نوع مطلب :
نویسنده :

توصیه هایی برای والدینی که از دست بچه ها به ستوه آمده اند

وقتی روی کتاب های کف اتاق خواب پسر ده ساله ام لیز خوردم فهمیدم که باید کاری می کرد. آن طور هم نبود که من و همسرم قبلاً تلاش نکرده باشیم. تهدیدها و اولتیماتوم های ما فقط به طور موقتی مشکل را حل می کرد. کتاب ها همیشه کف اتاق پراکنده بود.

سپس به ذهنم خطور کرد که از روش منظمی که در کتابفروشی ها به کار برده می شود، استفاده کنم. برای پسرم قفسه های پلاستیکی خریدم، سپس به کمک هم کتاب ها و دیگر وسایل او را در قفسه ها جای دادیم و مرتب کردیم. دیگر نه من نق می زدم و نه او اتاق درهم برهمی داشت.

والدین پر مشغله اغلب مانند گروهبان آموزشی عمل می کنند که فقط در طول روز به افراد آموزش می دهند، این روش نه تنها بی اثر است بلکه والدین و فرزندان را عصبانی و آزرده خاطر می کند.

درگیر و شریک کردن بچه ها در کارهای خانه ، همیشه مشکل است. این کار را با وضع مقرارت مشخصی در مورد این که چه کسی، چه کاری را چه موقع می بایست انجام دهد شروع کنید. از بچه ها بخواهید که در طرح یک جدول به شما کمک کنند. وقتی کاری به طور کامل اجرا نمی شود، با ربط دادن نتایج به رفتار بد، درسی به آنها بیاموزید.

بنابراین شما چه چیزی باید به فرزندانتان بگویید تا کاری را که می خواهید انجام دهند؟ راه حل  های زیر با استفاده از تجربه های والدین که مربوط به پنج مشکل عمومی است باید حس همکاری و مسئولیت پذیری  و مرتب بودن فرزندان را برانگیزد – مهارت هایی که یک عمر به درد آنان می خورد.

وقتی فرزندتان دسته گلی به آب داده است. به جای این که بگویید « ای دست و پا چلفتی!» بگویید: « ببینم، برای حل این مشکل چی لازم داری؟»

جین نلسون روان شناس خانواده می گوید: « این که والدین چگونه با اشتباهات کوچک فرزندان کنار می آیند – از ریختن شیر گرفته تا شکستن اسباب بازی  – می تواند منجر به دوستی و اعتماد بین آنها  و فرزندانشان شود یا سبب فاصله و خصومت گردد.»

گاهی فرزندانتان کارهایی می کنند که شما باید تحمل کنید، البته خیلی سخت است ولی برخورد خشونت  آمیز به آنها یاد نمی دهد چگونه رفتارشان را تصحیح کنند. اگر با فریاد بگویید: « فوراً آن را تمیز کن.» عمل تمیز کردن نه الزام منطقی عملش، بلکه بیشتر شبیه تنبیه به نظرش می رسد.

نحوه ی برخورد فرزندتان با راه حل انتخابی شما مهم است. متوجه باشید که هیچ سرزنشی در کار نباشد ، فقط به طور ساده بیان موقعیتی باشد که نیازمند اصلاح است.

اتاق درهم و برهم فرزندتان شما را ناراحت می کند. به جای این که بگویید:« اتاقت را مرتب کن – وگرنه...! » بگویید « یا الان مرتب کن و یا تا ده دقیقه بعد – انتخاب با خودت است.»

والدین اغلب به استفاده از تهدیدهای تو خالی روی می آورند که تأثیر چندانی بر بچه ها ندارد. نتیجه چیست؟ به نظر می رسد « نتیجه ی این نوع برخورد ، افزایش کشمکش است که می تواند به سرعت شدت یابد.»

از دادن اولتیماتوم اجتناب ورزید. سعی کنید که همیشه بر وجه مثبت کار تأکید کنید.مثلاً بگویید: « اگر اسباب بازی ها و لباسهایت منظم باشد اتاقت خیلی قشنگ می شود.» و با دادن انتخاب محدودی به فرزندانتان در مورد زمان انجام این کار، در واقع از برخورد و درگیری با او پرهیز می کنید.

 

او نمی خواهد از رختخواب بیرون بیاید.به جای این که بگویید: « پاشو! این آخرین دفعه است که صدایت می کنم.» بگویید: « صبح به خیر. ساعت هفت است، الان باید چه کار کنی؟»

به عنوان والدین ، ما اغلب در قبال فرزندانمان مسئولیت زیادی به عهده می گیریم، بنابراین تعجبی ندارد که آنها مدت زیادی در تختخواب منتظر بمانند تا به آنها گفته شود، بلند شوند. فرزندان به طور تجربی می دانند که ما آنها را با ناز و نوازش بیدار می کنیم و نمی گذاریم دیرشان شود.

نلسون می گوید: « نق زدن ، به فرزندان یاد نمی دهد که چگونه مسئولیت پذیر باشند. در تعطیلی آخر هفته در مورد راه هایی که سبب می شود صبح زیبا همچنان زیبا بماند، صحبت کنید. به عنوان مثال او می تواند شب قبل لباسهایش را آماده کند و کیفش را ببندد. یک ساعت شماطه دار بخرید و نحوه ی تنظیم آن را به او یاد بدهید.

تصمیم بگیرید در مقابل کاری که می خواهید فرزندتان انجام دهد، چه خواهید کرد. مثلاً برایش توضیح دهید که اگر از سرویس مدرسه جا بماند، او را با ماشین خودتان نخواهید برد. البته این تهدید موقعی عاقلانه است که فرزندتان بتواند پیاده یا با وسایل نقلیه عمومی به مدرسه برود.

بر سر حرفتان بمانید: او باید مسئله دیر رفتن به مدرسه را حل کند یا این که جوابگوی علت دیر کردش به اولیای مدرسه باشد.

او باز هم می خواهد در انجام تکالیف به او کمک کنید. به جای این که بگویید: « تو خیلی تنبلی! باید بیشتر تلاش کنی » بگویید « کار توست ، مطمئنم که می توانی آن را انجام بدهی.»

هنگام شب در اکثر خانه ها برای انجام تکالیف درگیری وجود دارد. بعضی مواقع فرزندان کـُند هستند. کمک کردن بیش از حد به بچه سبب عدم پیشرفت او می شود.

توپ را در زمین فرزندتان بیندازید. اول به او بگویید که به توانایی های او ایمان دارید، «هفته گذشته مسئله سختی را حل کردی» ، سپس مقررات مشخصی برای مطالعه وضع کنید و یک مکان آرام برای مطالعه ایجاد نمایید که دور از سر و صدای اطفال و تلویزیون باشد.

 

وقتی فرزند شما مشغول انجام تکالیفش است نزدیک او نروید. این کار او را خیلی وابسته خواهد کرد. البته چنانچه در مورد چیزی مشکل دارد یا مردد است، خوب است که همان را توضیح دهید و بعد از او دور شوید.

نحوه ی برخورد فرزندتان با راه حل انتخابی شما مهم است. متوجه باشید که هیچ سرزنشی در کار نباشد ، فقط به طور ساده بیان موقعیتی باشد که نیازمند اصلاح است.

هرگز تکالیف او را انجام ندهید این کار مانع پیشرفت او می شود، چرا که فرزندتان چیزی یاد نمی گیرد. راه حلش این است که تکالیف را به صورت کاری عادی و روزمره در آورید نه اینکه مسئله ای باشد که هر روز در موردش کشمکش داشته باشید.

هیچ کاری در خانه انجام نمی دهد.

به جای این که بگویید: « کی می خواهی یاد بگیری که در مورد کارهای خانه احساس مسئولیت کنی؟» بگویید: « تا میز چیده نشود نمی توانم شام را بکشم.»

درگیر و شریک کردن بچه ها در کارهای خانه ، همیشه مشکل است. این کار را با وضع مقرارت مشخصی در مورد این که چه کسی، چه کاری را چه موقع می بایست انجام دهد شروع کنید. از بچه ها بخواهید که در طرح یک جدول به شما کمک کنند. وقتی کاری به طور کامل اجرا نمی شود، با ربط دادن نتایج به رفتار بد، درسی به آنها بیاموزید.

والدین پر مشغله اغلب مانند گروهبان آموزشی عمل می کنند که فقط در طول روز به افراد آموزش می دهند، این روش نه تنها بی اثر است بلکه والدین و فرزندان را عصبانی و آزرده خاطر می کند.

برای نمونه تا زمانی که میز چیده نشود از دادن شام امتناع کنید. در این مورد قاطع باشید ؛ حتی اگر فرزندتان گرسنه به رختخواب برود. در مورد لباس  های کثیف نیز همین گونه برخورد کنید.سر فرزندتان داد نزنید که لباسهایش را از کف اتاق جمع کند، بلکه فقط لباس هایی را بشویید که در سبد رختشویی است. موقعی که فرزندتان می خواهد لباس مورد علاقه اش را بپوشد ولی می بیند که شسته نیست ، یاد می گیرد که از قبل به فکرش باشد.انتظار داشته باشید که گاهی فرزندتان شما را عصبانی کند. وقتی او این کار را می کند، فقط پاسخ مختصر و ساده ای بدهید. به خاطر داشته باشید که کارها برای این که بهتر شوند، اول بدتر می شوند. اما در درازمدت تلاش بیشتر برای درگیر کردن فرزندان در یافتن راه حل مشکلات ، هزینه ناچیزی است که برای پرورش فرزندانی مسئولیت شناس و با انگیزه می پردازید.




سه شنبه 19 آذر 1387

تقویت عزت نفس در کودکان

سه شنبه 19 آذر 1387

نوع مطلب :
نویسنده :

مقدمه

همه کودکان بویژه کودکانی که پا به مرحله رشد می‌گذارند باید از آزادی و استقلال نسبی برخوردار باشند. ولی آنچه که آنان باید بدانند این است که در این جهان افرادی زندگی می‌کنند که ممکن است به آنان صدمه بزنند و آنچه که والدین انجام می‌دهند به منظور حفظ آنان از دست این افراد است. فراموش نکنید که التیام احساسات سرکوب شده دوران کودکی بویژه کودک بزهکار مشکل و سخت است.

حکمفرما کردن انضباط در خانواده کاری بس مشکل است. تنظیم قوانین منصفانه و بکار بستن آنها بطور منطقی می‌تواند مهارتهای هر پدر و مادری را آزمایش کند. مهم نیست که شما چه حد و حدودی را در مورد کودکانتان بکار می‌برید، زیرا آنان همواره در جستجوی راههایی برای شکستن این حد و حدود هستند. این امر طبیعی است، ولی کودکانی که از قوانین و حد و حدود آن تبعیت می‌کنند، احساس مهم بودن می‌کنند. مهم نیست که تا چه اندازه آنان ممکن است از خود مقاومت نشان دهند.

تقویت عزت نفس کودکان

می‌گویند کودکان بزهکار به توجه ، محبت و پذیرش بیشتری نیاز دارند. اغلب آنان احساس انزوا و جدایی می‌کنند که این امر آسیب پذیری آنان را نیز افزایش می‌دهد. به عبارت دیگر کودکانی که دارای حس خود ارزشی هستند کمتر دچار بزهکاری می‌شوند. بنابراین برای تقویت عزت نفس در کودکان چه باید کرد؟ برای انجام این مهم چهار رکن وجود دارد: محبت ، زمان ، انضباط ، پذیرش.

  • بیشتر اوقات دوست داشتن کودکان خیلی ساده و آسان است و در برخی مواقع مشکل.
  • ابراز محبت به کودکی که پیوسته بی تربیت ، ناسازگار و بدخلق است، همچون بیشتر کودکانی که دوران بلوغ را سپری می‌کنند، سخت است.
  • جالب است بدانیم در این زمان او به محبت بیشتری نیاز دارد. والدینی که هم در دوران سرکشی و ستیز کودکان و هم در دورانی که کودکان نوپا می‌باشند و از شیرینی خاصی برخوردارند به آنان توجه می‌کنند در واقع پایه عزت نفس کودکانشان را می‌سازند.


 

  • وقتی را که با کودکتان می‌گذرانید یکی دیگر از مواردی است که برای تقویت عزت نفس او مهم است. کودکان به زمان با کیفیت نیاز دارند. آنان به شما نیاز دارند تا در حیاط مدرسه و بازی و حتی در برخی زمانهای معمولی در کنارشان باشید. این بدین معنا نیست که شما باید کاملاً در همه احوال مراقب کودکانتان باشید. اغلب برای بیشتر کودکان فقط حضور والدین در خانواده کافی است.
  • گاهی اوقات مشغله کاری در بیرون از خانه به قدری زیاد است که مجبوریم زمان خیلی کمی را با کودکانمان بگذرانیم هیچ چیز مشکلتر از این نیست که برای بودن با کودک زمان کافی پیدا کنیم، ولی باید بدانیم که این زمان برای رشد کودک اهمیت دارد.

تقویت عزت نفس با پذیرش

  • یکی دیگر از ارکان عزت نفس در کودکان «پذیرش» است که انجام آن دشوار است. برای والدین طبیعی است که نسبت به کودکانشان امیدواری زیادی داشته باشند. همه ما دوست داریم که کودکانمان دارای تحصیلات دانشگاهی بوده و یا بهترین شاگرد در کلاس درس باشند.
  • ما از کودکانمان انتظارات زیادی داریم ولی آنان بیشتر انتظارات ما را برآورده نمی‌کنند. یکی از روشهای مهم تقویت عزت نفس، پذیرش کودکان در همه شرایط است.


 

  • هر کودکی دارای مشخصه منحصر به فرد خویش است و از نقاط ضعف و قوت برخوردار است. بطور یقین ما باید انتظار داشته باشیم که کودکانمان تا آنجا که می‌توانند تلاش کنند. در هر صورت چه آنان در کاری به راحتی موفق شوند یا به سختی در انجام آن موفق شوند، تشویق کارهایشان و تصدیق قوه خود ارزشی برای آنان بسیار ضروری است.


 

  • تا آنجایی که می‌توانید وقت زیادی را با کودکتان بگذرانید. اگر شما بیش از یک فرزند دارید سعی کنید طوری وقت خود را تقسیم کنید که به هر یک از فرزندانتان زمان کافی اختصاص یابد. گرچه تنظیم زمان بندی بدین شکل مشکل است، ولی این مسئله برای رشد کودک ضروری است حتی اگر لازم باشد از فعالیتهای دیگر زندگی خود صرف نظر کنید.


 

  • همیشه سعی کنید در لحظه‌های مهم زندگی فرزندانتان حاضر باشید. حضور در بازیهای مدرسه‌ای ، مراسم اعطای جوایز و … لحظات مهمی هستند که طبیعتاً کودکان دوست دارند با شما سهیم شوند.

آموزه‌های روان شناختی تقویت عزت نفس

  • به کودکان خود امیدوار باشید.
  • به جای نصیحت کردن آنان برای انتخابهای بد ، انتخاب خود آنان را مورد تمجید قرار دهید.
  • همه کودکان دچار اشتباه می‌شوند. به کودکان کمک کنید که از اشتباهات خود پلی برای موفقیت بسازند.


 

  • به احساسات کودکانتان احترام بگذارید. هرگز نسبت به تردیدها ، ترس‌ها ، عقاید و افکار آنان بی اهمیت نباشید.
  • قوانین روشنی را تنظیم کنید و آنان را اجرا کنید. سعی نکنید در اجرای آن از تنبیه‌های مختلف استفاده کنید.
  • کودکان اشتباه خواهند کرد و هیچکس همیشه از تمام قوانین پیروی نخواهد کرد. محدودیتها را استوار ولی دوستانه اجرا کنید.


 

  • پیشرفت کودکانتان را ارج نهید. کودکانتان باید بدانند که شما از آنان انتظار تلاش فراوان دارید ولی ظرفیت‌های آنان را نیز می‌شناسید. پیشرفتهای آنان را تمجید کنید و هرگز آنها را به خاطر اشتباهاتشان شرمسار نکنید.
  • عقاید و ارزشهای خود را با کودکانتان در میان بگذارید. با آنان صحبت کنید و به صحبتهایشان گوش فرا دهید تا بدین وسیله به آنها اعتماد به نفس بدهید




سه شنبه 19 آذر 1387

ترس کودکان از تاریکی

سه شنبه 19 آذر 1387

نوع مطلب :
نویسنده :

یک از ترس‌هائی که بین بیشتر کودکان عمومیت دارد، ترس از تاریکی است. معمولاً این ترس بین سنین ۳ـ۲ سالگی آغاز می‌شود و با وجود آن که در سال‌های بعد قدری کاهش می‌یابد، ولی تا حدود ۱۲-۱۰ سالگی نیز ادامه پیدا می‌کند. یکی از مواردی که منجر به ترس کودک از تاریکی می‌شود، زمانی است که پدر و مادر و یا نزدیکان کودک به‌عنوان تنبیه از او می‌خواهند تا در اتاقی تاریک (مثل انباری، زیرزمین و غیره که موجب ترس و وحشت او می‌شود)، تنها بماند. نکتهٔ دیگر آن است که، فضای منزلی که کودک در آن زندگی می‌کند و یا اتاق آشنای کودک، در وضعیت‌های تاریک و روشن جلوه‌های متفاوتی دارد.
کودکی که در مرحلهٔ رشد تصورات خیالی است، به راحتی می‌تواند از هر چیزی در تاریکی برای خود هیولائی بسازد و از آن هیولای خیالی خود بترسد.
گاهی ترس از تاریکی صرفاً معمول این نکته است که کودک نمی‌داند در تاریکی چه باید بکند. گاهی نیز عادت ترس کودک از تاریکی آن است که نمی‌تواند مادر، پدر و یا شخص مراقب خود را ببیند. در صورتی‌که اگر این فرد دستش را به کودک بدهد، ترس کودک از بین خواهد رفت. در برخی موارد، ترس کودک از تاریکی، ناشی از تصورات ذهنی او دربارهٔ دزد و موجودات خیالی‌ای است که از اطرفیان خود می‌شنود و یا گاهی خواب می‌بیند. از نظر یک کودک ۶ ساله، تاریکی مظهر هیولاها، غول‌ها، دزدها و ... است که می‌تواند به او صدمه بزنند.
برای مثال، زمانی‌که کودک به رختخواب می‌رود به یاد موقعیت ترسناکی که شب پیش در خواب دیده است، می‌افتد و آن‌گاه خواب از سر او می‌پرد و شروع به خیال‌پردازی مجدد می‌کند. در بعضی موارد، حتی فکر تنهائی در یک اتاق تاریک کودک را می‌ترساند. کودکانی که از تاریکی و تنهائی، شدیداً دچار ترس، دلهره و اضطراب می‌شوند و از آن فرار می‌کنند، بیش از هر چیز نیازمند احساس امنیت و آرامش خیالی هستند که والدین و اعضای خانواده می‌توانند به آنها ببخشند. از جمله کارها و اقداماتی که به‌منظور کاهش ترس کودک از تاریکی می‌توان انجام داد عبارتند از:
۱) علت اصلی ترس کودک را باید شناخت
برای مثال، پدر و مادر می‌توانند نسبت به رفتارها و رویدادهای روزانهٔ فرزند خود حساس باشند و تغییرات محیطی او را ـ اعم از خانه، مدرسه و دوستانش ـ مورد بررسی قرار دهند، حتی می‌توانند، علایق و انگیزه‌های جدید او را بشناسند. گاهی که کودک به شدت ترسیده است و قادر به بیان کلامی ترس خود نیست، می‌توانید از او بخواهید که با رسم نقاشی، ترس خود را به تصویر در آورد.
آن‌گاه دقت کنید که کودک چه می‌کشد و با چه رنگ‌هائی آن را رنگ‌آمیزی می‌کند. معمولاً اضطراب‌ها و ترس‌ها با رنگ‌های تیره، مات و تاریک رسم می‌شوند و گاهی هم کودک با خط خطی کردن چهره‌ای که کشیده است، سعی در از بین بردن و محو کردن عامل ترس خود دارد. پس از نقاشی، می‌توانید با کودک دربارهٔ اثرش صحبت کنید و با سئوالات ساده‌ای که از او می‌پرسید، علت ترس او را جویا شوید. برای مثال، می‌توانید بپرسید: ”شکلی که کشیده‌ای، شبیه چیست؟ تو را به یاد چه چیزی می‌اندازد؟ و ...“ در این خصوص توجه به دو نکته ضروری است؛
▪ کودک را وادار به نقاشی از موضوعی که باعث ترس او شده است، نکنید.
▪ اجازه دهید که او ابتدا احساس امنیت و آرامش کند و در صورت تمایل تصویر خیالی خود را رسم کند.
۲) زمان خواب کودک را می‌توان با تداعی‌های خوش و آرامش‌بخش همراه ساخت
انجام مراسمی برای خوابیدن به کودک امنیت و آسودگی خیال می‌دهد. برای مثال، مسواک زدن، شب بخیر گفتن، پوشیدن لباس خواب، شنیدن داستانی ساده و یا خاطره‌ای از دوران کودکی می‌تواند دلهره و اضطراب کودک را کاهش دهد.
۳) با روشن نگه داشتن یک چراغ کم نور و یا چراغ خواب می‌توان اتاق کودک را از تاریکی محض در آورد
دقت داشته باشید، چراغ خواب را جائی قرار دهید که نور آن موجب سایهٔ وسایل اتاق بر روی دیوار نشود، زیرا کودکان با خیال‌پردازی‌های خود سایه‌ها را به‌صورت اشباح و موجودات خیالی تجسم می‌کنند. در مواردی نیز، استفاده از یک چراغ قوهٔ کوچک که کودک بتواند آن را زیر بالش خود بگذارد، به او آرامش خیال می‌دهد.
۴) بعد از آن‌که چراغ اتاق را خاموش کردید، چند دقیقه نزد کودک بمانید و دربارهٔ روزی که گذرانده است، با او صحبت کنید
زمانی‌که قصد ترک اتاق را دارید، این اطمینان را به کودک بدهید که هر وقت شما را صدا کند، فوری نزد او خواهید رفت. چنان‌چه احساس می‌کنید کودک شدیداً از تاریکی ترسیده است، می‌توانید تا زمانی‌که او کاملاً به خواب نرفته است، نزد او بمانید.
۵) اگر کودک عادت دارد که نیمه‌های شب از خواب بیدار شود، هیچ‌گاه او را به اتاق خواب دعوت نکنید، زیرا ترک چنین عادتی دشوار و سخت است
در عوض می‌توانید با گفتن جملاتی اعتماد به‌نفس او را تقویت کند، ترس را از دل او بزدائید. به‌عنوان مثال، می‌توانید به او بگوئید: ” از این‌که دختری دارم که تنها در اتاقش می‌خوابد، احساس غرور و افتخار می‌کنم.“
۶) زمانی‌که کودک وحشت‌زده از خواب می‌پرد، سعی نکنید با انتقاد و یا سرزنش، کودک را مورد تحقیر قرار دهید
و یا احیاناً به این دلیل‌که شما را از خواب بیدار کرده است، او را از خود برنجانید و یا دچار احساس گناه کنید، بلکه صبورانه نسبت به ترس کودک و منشأ آن کنجکاوی به خرج دهید و از او بخواهید در صورت تمایل دربارهٔ ترسش و یا موجوداتی که در خواب دیده است، صحبت کند، زیرا از این طریق ترس و وحشت کودک کاهش می‌یابد و راحت‌تر می‌تواند به مقابله با آن بپردازد.
۷) گاهی انجام برخی بازی‌ها و سرگرمی‌ها در تاریکی می‌تواند موجب کاهش ترس کودک از تاریکی شود
به‌عنوان مثال، پدر و مادر می‌توانند جلوی نور شمع به سایه‌ بازی با انگشتان بر روی دیوار بپردازند و یا در تاریکی جایشان را تغییر دهند و از کودک بخواهند آنها را پیدا کند. هدف از انجام این بازی‌ها آن است که کودک به تاریکی عادت کند و دریابد که اشیاء در تاریکی هیچ تفاوتی با زمانی‌که هوا روشن است، نمی‌کنند.




سه شنبه 19 آذر 1387

آیا میخواهید فرزندتان نابغه باشد؟

سه شنبه 19 آذر 1387

نوع مطلب :
نویسنده :

بهتر است نگویید که دوست ندارید فرزند باهوشی داشته باشید چون باور نمی‌کنیم. آنها که معتقدند «هوش» علاوه بر زمینه ژنتیک، تا حدی هم اکتسابی است و در طول زندگی و به نسبت شرایط محیطی از آغاز تولد تا بزرگسالی و براساس آموزش‌های فرد در او شکل می‌گیرد، راه‌هایی را برای تقویت آن پیشنهاد می‌کنند.

شما هم شنیده‌اید که موز هوش را زیاد می‌کند؟
آیا شما هم به فرزندتان اصرار می‌کنید که موز بخورد یا اینکه به نظر شما هوش یک استعداد ذاتی و ژنتیک است که خداوند از بدو تولد به میزان متفاوت به افراد هدیه می‌کند؟
بهتر است نگویید که دوست ندارید فرزند باهوشی داشته باشید چون باور نمی‌کنیم. آنها که معتقدند «هوش» علاوه بر زمینه ژنتیک، تا حدی هم اکتسابی است و در طول زندگی و به نسبت شرایط محیطی از آغاز تولد تا بزرگسالی و براساس آموزش‌های فرد در او شکل می‌گیرد، راه‌هایی را برای تقویت آن پیشنهاد می‌کنند. به نظر می‌رسد که هوش انسان، هم ارثی و هم اکتسابی است. در واقع با اینکه هوش پدیده‌ای ژنتیک و استعدادی خدادادی است، توانایی‌های ذهنی افراد طی دوران زندگی و از دوران کودکی آنها کم‌کم شکل می‌گیرد. براساس تحقیقات علمی‌انجام شده، با به کار‌بردن روش‌ها و برنامه‌ریزی‌های خاصی در زندگی روزمره و در فضای آموزشی کودکان، می‌توان قدرت تفکر و هوش آنها را پرورش داد. شما هم می‌توانید از این ۹ روش برای باهوش‌تر کردن فرزندتان استفاده کنید.

● بازی برای هوش
شطرنج، جدول، پازل و دیگر بازی‌های فکری، همگی برای مغز کودک همچون ورزش هستند. بازی‌هایی مانند سودوکو (جدول اعداد) علاوه بر اینکه می‌توانند سرگرمی ‌لذت‌بخشی برای کودک شما باشند، تقویت‌کننده توانایی تفکر استراتژیک، حل مشکلات و تصمیم‌گیری در وضعیت‌های پیچیده هستند. انواع بازی‌های فکری را در خانه داشته باشید و علاوه بر این، گاهی مسائلی را به طور خیالی طرح کنید و برای حل این مشکلات و مسائل ساختگی، از کودکان‌تان کمک بخواهید. بگذارید با وضعیت‌های دشوار و موقعیت‌های پیچیده تصمیم‌گیری مواجه شده و راه‌های پیشنهادی خود را برای حل مسائل به شما بازگو کنند.

● در جست‌وجوی دانش باش
محققین معتقدند که والدینی که کودکان خود را به ارائه نظرات و ایده‌های جدید تشویق کرده و کنجکاوی آنها را مورد توجه و احترام قرار می‌دهند، درس بزرگی به آنها داده‌اند؛ اینکه «جست‌وجوی دانش اهمیت زیادی دارد». از کودکان‌تان در زمینه سرگرمی‌ها و علایقشان سؤالاتی بپرسید و از کنجکاوی آنها حمایت کنید، نکات و موارد جدید مربوط به سرگرمی‌هایشان را به آنها یاد دهید و برای تشویق کنجکاوی‌هایشان، آنها را به گردش‌های آموزشی ببرید. گردش در موزه‌های تاریخی و طبیعی، رصدخانه و پارک‌های حیوانات از این جمله‌اند.

● ورزش، ورزش، ورزش!
مطالعات گروهی از دانشمندان آمریکایی نشان داده ارتباط مستقیمی‌ بین فعالیت‌های ورزشی کودکان دبستانی و موفقیت تحصیلی آنها وجود دارد. بنابر تحقیقات این گروه، شرکت کردن کودکان در فعالیت‌های ورزشی، افزایش میزان اعتماد به نفس، مهارت در کارهای گروهی و توانایی‌های مدیریتی و رهبری را به دنبال دارد.
همچنین در مطالعات آنها ثابت شده بیشتر زنانی که در موقعیت کاری در نقش‌های مدیریتی و ریاست موفق بوده‌اند، در دوران کودکی و نوجوانی در فعالیت‌های گروهی و تیمی‌ ورزشی شرکت داشته‌اند. پس به جای اینکه پس از خوردن شام، جلوی تلویزیون لم بدهید، بهتر است با کودکتان توپ‌بازی کرده یا به پیاده‌روی بروید. بد نیست کودک خود را به شرکت در تیم‌های ورزشی مدرسه‌اش تشویق کنید.

● الفبای موسیقی، الفبای هوش!
شاید شنیدن سر و صدای ناهنجار کودکتان در حالی که مشغول تمرین نوازندگی و آموختن موسیقی است اصلا لذت‌بخش نباشد اما باید بدانید که این سرگرمی‌لذت‌بخش کودکان، یکی از مواردی است که نیمکره راست مغز آنها را پرورش می‌دهد.
بنابر تحقیقات دانشمندان دانشگاه تورنتو، برنامه‌ریزی دوره‌های آموزش موسیقی برای کودکان منجر به افزایش ضریب هوشی و توانایی‌های علمی‌ آینده آنها خواهد شد. هر چه سال‌های آموزش موسیقی آنها بیشتر باشد، میزان این تاثیر و افزایش هوش در آنها بیشتر خواهد بود. مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که آموختن موسیقی در دوران کودکی باعث کسب نمره‌های بهتر در دوران دبیرستان و ضریب هوشی بالاتر در دوران بزرگسالی می‌شود؛ پس اجازه دهید موسیقی‌دان درونی کودکتان خودش را نشان دهد.
خیلی خوب است اگر او را برای دوره های عمومی یا خصوصی آموزش موسیقی ثبت‌نام کنید.

● شیر مادر، عصاره هوش
شیر مادر اولین غذای مغز کودک است. تحقیقات انجام‌شده نشان می‌دهد که شیر مادر از ۲ جهت برای کودک مفید است؛ یکی اینکه از خطر احتمالی ابتلای کودک به بیماری جلوگیری می‌کند و دیگر اینکه به تنهایی یک غذای کامل برای نوزاد است. دانشمندان دانمارکی به این نتیجه رسیده‌اند که تغذیه نوزاد از سینه مادر، کودک را هم سالم‌تر و هم باهوش‌تر می‌کند. مطالعات ایشان نشان داده کودکانی که در دوران نوزادی ۹ ماه از سینه مادرشان تغذیه شده‌اند، به نسبت آنهایی که یک ماه یا کمتر شیر مادرشان را خورده‌اند، بسیار باهوش‌ترند. پس اهمیت شیر مادر باید از ابتدا مورد توجه قرار گیرد چرا که علاوه بر تضمین سلامتی نوزاد، برای آینده او و رشد مهارت‌های ذهنی‌اش هم مفید خواهد بود.

● کامپیوتر در خدمت هوش
شاید تعجب کنید چون بازی‌های کامپیوتری شهرت بدی پیدا کرده‌اند و بسیار مورد انتقاد قرار می‌گیرند. بله، درست است که بسیاری از آنها وحشیانه، بی‌فایده و غیرفکری هستند اما ما در مورد انواعی از بازی‌های کامپیوتری صحبت می‌کنیم که مهارت‌های فکری و استراتژیک و قدرت تصمیم‌گیری و خلاقیت کودک را پرورش داده و کارگروهی را به او آموزش می‌دهند. امروزه در دنیا بعضی شرکت‌های معتبر ساخت بازی‌های کامپیوتری، در تلاش هستند تا بازی‌های آموزشی‌ای بسازند که پرورش‌دهنده حافظه و توانایی‌های ذهنی کودکان خردسال (حتی کودکان نوپا) باشند. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد کودکانی که انواع بازی‌های کامپیوتری آموزشی را بازی می‌کنند، نسبت به آنهایی که این بازی‌ها را تجربه نکرده‌اند از قدرت درک و تجسم تصویری بیشتری برخوردارند.
جالب است بدانید معلمان بریتانیایی، امروزه در کلاس‌های درسشان از انواع بازی‌های کامپیوتری آموزشی استفاده می‌کنند.

● صبحانه یادت نره!
نتایج معتبر تحقیقات دقیقی که در دهه ۷۰ میلادی انجام شده، نشان داده است که خوردن صبحانه باعث تقویت حافظه، تمرکز و قدرت یادگیری می‌شود. کودکانی که صبحانه نمی‌خورند، معمولا زودتر خسته شده و کم‌طاقت‌تر و زودرنج‌تر هستند. این دسته از کودکان نسبت به آنهایی که روز خود را با خوردن صبحانه شروع می‌کنند، از سرعت عمل کمتری برخوردارند. با وجود کمبود وقت و برنامه‌های روزانه شلوغ امروزی شاید، کمتر کسی فرصت پیدا کند که هر روز بنشیند و صبحانه مفصلی نوش جان کند. اما کودک خود را حتی فقط با خوردن یک لیوان شیر هم شده، صبحانه‌خورده، روانه مهد کودک یا مدرسه کنید تا تمرکز بیشتری داشته باشد.

● خوب بخور تا باهوش بشی
قند، چربی‌های اشباع و دیگر خوراکی‌های بی‌فایده را از برنامه غذایی کودکان حذف کنید و به جای آن، مواد مغذی و مفیدی که به رشد ذهنی آنها کمک می‌کند، جایگزین کنید. سال‌های اولیه دوران کودکی ـ به‌ویژه ۲ سال اول ـ بسیار اهمیت دارد و لازم است تمامی‌ مواد لازم را در رژیم غذایی کودک قرار دهید.
برای مثال رشد شبکه مغزی کودک نیاز شدیدی به میزان کافی آهن دارد چرا که در کودکان دچار کمبود آهن، جریان اعصاب کند می‌شود. همچنین تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد که میزان مقاومت در برابر بیماری‌ها در کودکانی که تغذیه سالمی‌ ندارند بسیار کم است. بنابراین تغذیه نادرست باعث می‌شود کودکان از مدرسه و همسالان خود عقب بمانند و دچار افت تحصیلی شوند. پس اگر می‌خواهید کودکتان در مدرسه نمره بهتری بگیرد، به تغذیه او هم توجه کنید.

● دوستی که هوش هدیه می‌دهد
کتاب یکی از روش‌های مفید قدیمی ‌است که امتحان‌اش را پس داده اما بعضی مواقع در مقابل روش‌های تکنولوژیک امروزی برای تقویت هوش، دست‌کم گرفته می‌شود؛ در حالی که کتاب قابل دسترس‌ترین، کم‌هزینه‌ترین و در عین حال موفقیت‌آمیزترین روش برای آموزش و رشد ذهنی کودکان در تمامی ‌سنین است. برای کودکان‌تان از سنین پایین‌تر کتاب خواندن را شروع کنید. آنها را برای عضویت در کتابخانه ثبت‌نام کنید و کتابخانه منزلتان را پُر از کتاب کنید




سه شنبه 19 آذر 1387

آنچه مادران و مربیان درباره دورهٔ آمادگی باید بدانند

سه شنبه 19 آذر 1387

نوع مطلب :
نویسنده :

کودکی که از محیط خانوادگی گرمی برخوردار باشد و دوره‌های شیرخوارگی و کودکی اول را در کنار مادری مهربان، متعادل و کاردان به‌سر برده باشد اعتماد به‌نفس و امنیت خاطر کسب می‌کند تا آنجا که می‌تواند هر روز ساعتی چند از مادر دور بماند، بدون این‌که دستخوش اضطراب و نگرانی شدید بشود، از طرف دیگر چنین کودکی در همین مدت در یادگیری زبان مشترک تا آنجا پیش رفته است که می‌تواند مقاصد خود را به بزرگسالان تفهیم کند و با همسالان خود نیز ارتباط برقرار نماید.

 

کودکی که از محیط خانوادگی گرمی برخوردار باشد و دوره‌های شیرخوارگی و کودکی اول را در کنار مادری مهربان، متعادل و کاردان به‌سر برده باشد اعتماد به‌نفس و امنیت خاطر کسب می‌کند تا آنجا که می‌تواند هر روز ساعتی چند از مادر دور بماند، بدون این‌که دستخوش اضطراب و نگرانی شدید بشود، از طرف دیگر چنین کودکی در همین مدت در یادگیری زبان مشترک تا آنجا پیش رفته است که می‌تواند مقاصد خود را به بزرگسالان تفهیم کند و با همسالان خود نیز ارتباط برقرار نماید.
از سال پنجم ضرورت کسب تجربه در محیطی متفاوت با محیط زندگی بسیار زیاد است به حدی که اگر کودکی ناگزیر باشد همچنان در خانه و دور از همسالان خود بماند (حتی اگر از مراقبت مادری که کار خود را خوب بلد است برخوردار باشد) از لحاظ رشد اجتماعی با مشکلاتی مواجه می‌شود.
به‌علاوه عبور سالم از محیط خانه به محیط مدرسه مستلزم اتخاذ تدابیری است که غفلت از آن ممکن است آهنگ سازگاری کودک یا تغییرات محیط را از صورت طبیعی و نامطلوب آن خارج سازد.
کودکانی که یک‌باره از خانه راهی مدرسه می‌شوند با چند مشکل نسبتاً بزرگ مواجه می‌شوند:
۱) جداشدن از محیط مأنوس خانوادگی
۲) مواجه‌شدن با مقررات مدرسه
۳) روبه‌رو شدن با نظم و ترتیبی که لازمه فعالیت‌های آموزشی است.
۴) کوشش ذهنی ارادی برای درک و فهم مطالب و کسب معلومات جهت موفقیت در امور درسی و درگیری هم‌زمان با این مسائل سازگاری را دشوار می‌سازد و حالت عاطفی نامناسبی را در وی ایجاد می‌کند لذا روی طرز تلقی وی نسبت به مدرسه تأثیر نامطلوب می‌گذارد.
راه‌حلی که برای این مسائل پیشنهاد شده است، پیش‌بینی دوره‌ای تحت عنوان پیش‌دبستانی یا آمادگی است که طی آن کودک فرصت کافی داشته باشد تا با استفاده از امکانات تازه‌ای که برای رشد فراهم آمده است، قسمتی از این موانع را قبل از ورود به دبستان از پیش پای خود بردارد.
با توجه به آگاهی والدین به ضرورت گذراندن دوره پیش‌دبستانی به‌نظر می‌رسد یادآوری این نکته لازم است که پیش‌دبستانی‌های مستقر در مدارس همچنان کودک را با موارد یاد شده روبه‌رو می‌سازد در حالی‌که تلاش می‌شود در مهدکودک‌ها با شبیه‌کردن محیط آموزشی تربیتی به خانه (مثل خوردن صبحانه، ناهار، حضور با لباس راحت خانه، استفاده از بازی‌های متفاوت جهت آموزش واحدهای کار و...)، کودک به‌تدریج آماده پذیرش قوانین و مقررات لازم گردد.

● آنچه مربی آمادگی باید بداند:
یکی از ویژگی‌های روانی کودک این است که نظرات مورد قبول خود را به دشواری تغییر می‌دهد چرا که هنوز مراحل رشد ذهنی او کامل نشده است. مربی می‌تواند برای تعدیل موضوع کودک از هوش عملی استفاده کند که در این دوره به جهات مختلف از اهمیت خاصی برخوردار است.
هوش عملی به فکر کودک جنبه تجربی و حسی می‌بخشد و چنانچه با روش صحیح هدایت شود به خارج ساختن کودک از موضع انعطاف‌ناپذیرش کمک فراوان می‌کند.
کودکی که در ضمن فعالیت‌های آزاد مورد علاقه خود به نتایج غیرمنتظره می‌رسد به شوق می‌آید که فعالیت‌های خود را با کنجکاوی ویژه‌ای ادامه دهد.
تکرار فعالیت‌ها کم‌کم صورت آزمایشی به‌خود می‌گیرد که به‌گونه‌ای که نتایج غیرمنتظره را به نتایج مورد انتظار تبدیل می‌کند و در مجموع زمینه را برای تجدیدنظر در نظرات مورد قبول و به‌طور کلی انعطاف‌پذیری ذهن را در قبال نظرات مختلف آماده می‌کند.
با همهٔ اینها از کودک ۵ ساله انتظار کوشش ارادی، نشانه ساده‌اندیشی است زیرا فعالیت‌های کودک برخاسته از علائق و رغبت‌های آنی اوست تحریک حس کنجکاوی کودک راه دیگری است که به‌وسیله آن می‌توان کودک را به‌طور غیرمستقیم درباره اموری که علاقه‌اش نیست به فعالیت واداشت. کنجکاوی کودک یکی از نیرومندترین پایه‌های تربیت اوست.
پاسخ‌دادن به تمام پرسش‌های کودک در این‌دوره کاری دشوار است اما پاسخ ندادن هم حس کنجکاوی او را تضعیف می‌نماید، بهتر است به او بیاموزیم که چگونه می‌تواند برای یافتن جواب سئوالات خود مشاهده کند.
بازی همچنان مناسب‌ترین روش تربیتی برای این دوره است.
وظیفه مربی این است که کودک را با بازی‌های نو و مناسب این سن آشنا کند. بهتر است مربی هنگامی‌که کودک هم‌بازی ندارد پنهانی در بازی او شرکت کند.
صفت بارز دیگر کودکان تشخیص طلبی است که در این دوره جلوه خاصی پیدا می‌کند. شخصیت ابتدا به‌صورت نافرمانی و گاهی به‌صورت لجاجت متجلی می‌شود و نهایتاً نوعی خودنمائی پدیدار می‌شود که با نشان دادن مهارت عمومی بدن برای جلب تحسین و تمجید دیگران همراه است.
مربی باید با استفاده از این تمایل و با تکیه بر حس تقلید شدیدی که در کودک به ظهور می‌رسد موجبات غنی‌تر ساختن شخصیت او را فراهم کند.

● تربیت در این دوره دارای ۳ جنبه اساسی است:
الف) تربیت حواس
ب) تربیت تخیل
ج) تربیت شخصیت
▪ تربیت حواس
هر یک از حواس دریچه‌ای است که کودک از آن به جهان خارج می‌نگرد و اطلاعات دست اول کسب می‌کند. هر چه حواس از لحاظ فعالیت‌های فیزیولوژیک سالم‌تر و از نظر میزان تجارب مربوطه، ورزیده‌تر باشد معلومات حاصله از طریق آنها دقیق‌تر خواهد بود.

▪ تربیت تخیل
از خصوصیات دیگر کودک در این دوره این است که واقعیت را با آفریده‌های خیال خود در می‌آمیزد.
مربیان باید به خاطر داشته باشند که تخیل عالی‌ترین صفت انسان است.
چرا که بیشتر از هوش، بشر را از حیوان متمایز می‌سازد بنابراین تربیت تخیل که با تربیت حسی ـ حرکتی همراه و در متعادل‌ساختن آن نیز مؤثر است، جنبه دیگری از تربیت فکری این دوره به‌شمار می‌آید. پس در کودکی که به چیزها سرسری نگاه می‌کند و پراکنده‌اندیش است خیال‌پردازی را تشویق کنیم و کودکی را که بیشتر از حد خیالبافت است برعکس، با داستان‌ها و قصه‌های واقعی آشنا سازیم و همواره به خاطر داشته باشیم که غوطه‌ورشدن در شگفتی‌ها هم، اندازه دارد.

▪ تربیت شخصیت
یکی جنبه‌های مهم شخصیت در این دوره تشخص‌طلبی است و فردیتی که در این سن متجلی می‌شود نیروی زنده‌ای است که می‌تواند پایهٔ استواری برای عمل تربیتی گردد. تسلیم محض تشخص‌طلبی کودک‌شدن، همان‌قدر برای رشد شخصیت در حال تکوین کودک ضرر دارد که مخالف قطعی با آن.
کودک کودکستانی برای ضبط خواهش‌های خود، برای آموختن راه و رسم زندگی با دیگران و برای قبول پاره‌ای از مسئولیت‌های عمومی مربوط به محیط خود، نیازمند کمک مربی خویش است. در این مورد نه تنها سرمشق‌دادن و تشویق‌کردن لازم است، بلکه گاهی نیاز پیدا می‌شود که مرکز پیش‌دبستانی منتهای سعی خود را بنماید و به تبیین رفتار نابهنجار عده‌ای از کودکان بپردازد.
بازی‌های کودک و نقش‌هائی که با عهده‌دار شدن آنها، بدان‌ها معنی و ارزش می‌دهد و از خلال آنها شخصیتش آشکار می‌شود، از این لحاظ حائز اهمیت است.
زندگی در کودکستان باید امنیت‌خاطر طفل را که در شرایط مساعد خانوادگی جوانه زده است، بارور سازد. بدین‌منظور، باید نظم عمومی امور در کودکستان طوری باشد که کودک به‌خوبی دریابد که کلیه فعالیت‌ها هر چند که ضمن آنها همه نوع حوادث جالب غیرمنتظره ممکن است اتفاق بیفتد، طبق برنامه و طرح نقشه‌ای انجام می‌شود.
کودکان بایستی هنگام ترک کودکستان از آنچه تاکنون یاد گرفته‌اند، احساس اطمینان کنند، به‌طوری‌که برای آموختن بیشتر، آمادگی و اشتیاق داشته باشند. چنانچه کودکان توانسته باشند، در برخورد با نخستین محیط آموزشی، ناملایمات مربوطه را بدون احساس دلسردی پشت سر بگذارند و لااقل از کاربرد مؤثر توانائی‌های خود در چند کار لذت برده و در نتیجه اعتماد به‌نفس کافی حاصل نموده باشند، می‌توان امیدوار بود که بتوانند با استفاده از این آمادگی، گام‌های مربوط به مراحل بعد را یکی از بعد از دیگری با موفقیت روزافزون بردارند.




سه شنبه 19 آذر 1387

برخوردهایی که اثرمنفی بر کودکان دارد

سه شنبه 19 آذر 1387

نوع مطلب :
نویسنده :

اگر کودکان را نامهایی مانند احمق و تنبل و… بنامید باور می کنند که دارای این صفات و خصوصیات است. به علت آسیبی که به کاربردن این نامهای منفی به شخصیت بچه ها وارد می کند اعتماد به نفس او از بین می برد...

 

● گذاشتن اسم روی بچه ها ” لال ” یا ” بچه بد “

اگر کودکان را نامهایی مانند احمق و تنبل و… بنامید باور می کنند که دارای این صفات و خصوصیات است. به علت آسیبی که به کاربردن این نامهای منفی به شخصیت بچه ها وارد می کند اعتماد به نفس او از بین می برد. اگر کودکی به صفت « زشت » نامیده شود ممکن است از حضور در جمع و بازی با دیگران خودداری کند اگر بگویید:‌ « کمرو» از ارتباط با همسالان و بزرگترها پرهیز می کند. چه باید گفت: با جمله ای مثبت توجه بچه را به رفتاری معطوف کنید که باید تغییر دهد. « این اتاق نامرتب و به هم ریخته است » یا « کاغذ و مدادهایت روی زمین پخش شده و باید جمع شود.»

● طـــرد کـــردن بچه ها ” ای کاش به دنیا نمی آمدی ” یا ” هیچکس ترا دوست ندارد “
طرد کردن بچه ها نشان دادن نفرت یا تمایل به جدایی از آنهاست. برای یک کودک دوست داشته نشدن از طرف فردی که او را به دنیا آورده به معنی دوست نداشتن از طرف همه افراد است. آنچه که یک کودک باید بداند این است که پدر و مادر بدون هیچ قید و شرطی دوستش دارند. چه باید گفت: هر روز با او گفتگو کنید و بگویید « دوستش دارید » و در آغوشش بگیرید.

● منفــــی بافــی ” لیاقت چیزی را نداری یا جات تو زندونه ”
بچه ها با کلمات و جمله هایی که به آنها می گوییم، بزرگ می شوند یک پژوهشگر با عده ای زندانی گفتگو و مصاحبه کرد. از آنها پرسید که به چند نفر از آنها هنگام بچگی گفته شده که زندانی خواهند شد؟ با کمال تعجب دریافت که تقریباً با پاسخ همه آنها به این سوال مثبت بود. والدین باید آینده خوبی را برای بچه ها ترسیم و پیش بینی کنند.

● مقصــر داشتن بچه ها هنگام بروز مشکلات ” تو دلیل دعوای من و پدرت هستی “
مقصردانستن کودک هنگام مشکلات به این معنی است که او به دلیل کاری که به دیگران انجام داده اند سرزنش می شود بچه ها هدف آسان و در دسترس برای به گردن گرفتن تقصیر دیگر اعضای خانواده هستند. اگر بچه ها باید یاد بگیرند که مسئولیت کارهایشان را به عهده بگیرند ما باید نمونه ای از مسسولیت پذیری در برابر اشتباهات و ضعف هایمان باشیم. چه باید گفت: اگر عصبانی شدید به محض بدست آوردن خونسردی٬ از کودک معذرت بخوهید و مثلاً بگویید:« ببخشید دعوات کردم امروز خسته بودم. »

● انتظارات نابجــا ” نمره ات ۱۷ شده پس ۳ نمره دیگر چه شده است تو فقط باید ۲۰ بگیری.”
پدر و مادرانی که از فرزندان خود انتظارات بی جادارند آنها را مجبور می کنند که بهترین بازیکن باشند یا در مدرسه نمره ۲۰ بگیرند.
پیامی که پشت این عمل پنهان شده این است که تو در مدرسه به اندازه کافی خوب نیستی. داشتن انتظار بی جا تنها اعتماد به نفس کودک را از بین می برد. چه باید گفت؟ با تاکید به نکات مثبت بگوئید: خیلی عالی است که نمره های ۲۰ زیادی در کارنامه ات داری اشکالی ندارد نمره ۱۷ گرفتی چون تو تمام سعی خود را کردی و هر انسانی ممکن است اشتباه کند سعی کن اشتباهاتت در آینده کمتر شود لزومی ندارد همیشه و همه کس نمره ۲۰ بگیرند.

● مقـــایسه کـــردن ” چرا مثل پسرخاله ات نیستی ؟ وقتی به سن تو بروم، دو کیلومتر پیاده به مدرسه می رفتم. وقتی به کودک می گویید که رفتارش مثل خواهرش خوب نیست.
تخم حسادت و بددلی را بین فرزندان خود می کارید. بچه ها نباید در خانواده و فامیل مقایسه شوند چون در مقابل خواهران و برادران خود احساس بی ارزشی و بد بودن را خواهند داشت. حتی تعریف مثبتی هم می تواند همین نتیجه را داشته باشد. وقتی می گوید: « تو در بازی فوتبال از برادرت بهتری » همان احساس مقایسه و ناسازگاری را بین آنها به وجود می آورید. بهتر است بگویید: تو در بازی فوتبال به اندازه برادرت هنگامی که به سن تو بود خوب هستی. از سال گذشته تا به حال در زبان پیشرفت کرده ای.

● شـــرم زدگـــی ” باید از خودت خجالت بکشی. درست مانند یک بچه رفتار می کنی. نمی توانم باور کنم از این گربه کوچک می ترسی.”
هنگام خجالت٬ کودک٬ احساس می کند نقص دارد یا بی لیاقت است. خجالت کشیدن بیشتر از این که رفتار او را درست کند موجب از دست رفتن روحیه و تحقیر او می شود. برخی پدرها و مادرها با انگشت گذاشتن روی نقاط ضعف کودک، مانند شب ادراری او را تحقیر می کنند. خجالت زده کردن کودک موجب می شود که او عوامل تحقیرش را پنهان کند. بهتر است بگویید: گریه نکن٬ تو دیگر بزرگ شده ای. گربه آنقدرها هم ترسناک نیست.

● تهدید کـــردن ” اگر نیایی می روم و اینجا تنها می مانی. اگر دوباره این کار را انجام دهی، به پلیس می گویم ترا ببرد.”
تهدید گفتن جمله یا کلمه اغراق آمیزی است که پدر و مادر به کار می برند تا کودک را بترسانند مانند این جملات: « اگر درست رفتار نکنی تمام استخوانهایت را می شکنم » تهدید موجب ترس در کودک می شود و او احساس می کند که در محیطی ناامن و پر از دشمن زندگی می کند. تهدید به تنها گذاشتن کودک برایش بسیار دردناک و سخت است چون او بسیار حساس است و برای نیازهای اساسی و اولیه زندگی با پدر و مادرش نیاز دارد. آنچه باید گفت: به بچه ها باید هشدار داد نه تهدید برخلاف تهدید٬ هشدار واقعی و معقول است. با گفتن جمله « اگر …. در نتیجه …» به او هشدار می دهید که نباید به رفتار بدخود ادامه دهد. مانند « اگر دوباره خواهرت را بزنی، دیگر نباید با او بازی کنی.»




سه شنبه 19 آذر 1387

عواطف کودکانه

سه شنبه 19 آذر 1387

نوع مطلب :
نویسنده :

عواطف انسان ها مانند هر یک از جنبه های شخصیتیش در نتیجه رشد و نمو ظاهر می شوند واز همان صورت کامل و ساخته و پرداخته در او وجود ندارند. بر اثر رشد بدنی و تکامل ذهنی و پاسخ های عاطفی طفل دگرگون می شود و پیچیدگی بیشتری پیدا می کند.

تاثیر و ارزش محرک های عواطف گوناگون کودک همیشه یکسان نمی ماند. به این معنا که چیزی که زمانی بچه را می ترسانده است، ممکن است بعدا کنجکاوی او را برانگیزد و در مرحله دیگری از زندگی اصلا تاثیری در او نکند.

در رشد و تکامل عواطف آثار رشد بدنی و یادگیری چنان در هم می آمیزند که گاهی نمی توان آنها را از هم تمیز داد. کار غدد داخلی نقش مهمی در عواطف دارند. در واقع رفتار عاطفی خاص نوزادان و بچه ها از کورتکس سرچشمه گرفته و ثانیا رفتار عاطفی پخته و منظم تابع رشد مراکز کورتکس است. بچه در اثر رشد و تکامل حرکتی - حسی چیزهایی را در می یابد که قبلا درک نمی کرد.

بچه ای که از لحاظ ذهنی و دستگاه عصبی رشد کرده باشد، مدت درازتری به چیزی دقیق می شود. عواطف از یک شخص به شخص دیگر سرایت می کنند و این حقیقت در مورد نوزادان و بچه های بزرگتر هر دو صحیح است.

بچه ای که ممکن است به دلیل واهی از معلم یا شخص دیگری بدش بیاید، به زودی همه دوستان طفل نیز با آن شخص بد می شوند. کج خلقی معلم سرکلاس در بچه ها تاثیر می کند و ممکن است آنها تا وقت خانه رفتن کج خلق باشند. از طرف دیگر بچه مضطرب و بیم زده ممکن است آرامش را از معلم یا دوستی که آرامش دارد، یاد بگیرد.

● خصایص حالات عاطفی کودک

عواطف کودکان خردسال با عواطف بزرگسالان تفاوت برجسته ای دارند:
عواطف کودک زودگذرند. کودک برخلاف بزرگسالان می تواند یکباره و بی پرده هیجانات عاطفی خود را بیرون بریزد. به همین علت، حالات عاطفی او زود سپری می شوند. اما با افزایش سن چون رفتارش زیر کنترل عادات و قواعد اجتماعی در می آید، دیگر نمی تواند با آزادی و سرعت پیشین در مقابل محرک های عاطفی عکس العمل نشان دهد.

عواطف کودکان شدیدند. ظهور ناگهانی عواطف بچه با شدتی همراه است که در بزرگسالان بندرت دیده می شود.

پاسخ عاطفی کودک درجات شدت و ضعف نمی شناسد. یعنی واکنش او در مقابل یک امر ناچیز به همان شدت است که در برابر یک امر جدی و مهم.

مشاهده این وضع در خردسالان برای بزرگترها که به ط
بیعت آنها آشنا نیستند، اسباب شگفتی می شود.

عواطف کودک فراوانند . عواطف کودکان به طور متوسط بیش از بزرگسالان هستند. زیرا کودک به تدریج یاد می گیرد که ابزار بی باکانه و بی کنترل عواطف با تنبیه و تشویق دیگران مواجه می شود و در نتیجه در مقابل آنچه که قبلا فقط پاسخ عاطفی نشان می داد، راه های دیگری می گزیند و از فراوانی پاسخ های عاطفی کاسته می شود.

پاسخ های عاطفی کودک متفاوتند. مشاهده رفتار کودکان معلوم کرده است که افراد یک گروه وقتی با یک محرک ترس آور یا ناراحت کننده مواجه می شوند، هر یک به نحوی دیگر پاسخ نشان می دهد. این امر نه تنها درباره محرک های ترس آور بلکه در مورد همه عواطف صدق می کند.

هنگام ترس یک بچه از اتاق می گریزد، دیگری پشت مادر پنهان می شود و سومی شاید همان جا می ماند و گریه می کند.

این تنوع در رفتار عاطفی نتیجه یادگیری ها و محیط بچه هاست وگرنه نوزادان که از تجارب عاری هستند در برابر یک محرک همه یکسان واکنش نشان می دهند.

عواطف کودکان را می توان با علائم رفتار تشخیص داد . یک بزرگسال می تواند احساسات و عواطف خود را پنهان کند و پی بردن به حالات درونی آنها مشکل است. در حالی که در بچه ها چنین نیست. گرفتگی، بی قراری، خیال بافی، خیس کردن پی درپی خود، ناخن گزیدن، انگشت مکیدن، بر هم زدن جشن، بی اشتهایی، حرکات بچگانه، پی درپی گریستن، لجبازی و عارضه حمله علائمی هستند که بر عواطف افشا نشده کودک دلالت می کنند. هیجانات درونی عموما در پسران بیشتر از دختران است.
نیروی عواطف در کودکان تغییر می کند . برخی از عوامل در برخی از مراحل زندگی کودک قوی هستند و بعد قدرت اولیه خود را از دست می دهند. بعضی از آنها نیز عکس این هستند. مثلا بچه های کوچک در حضور اشخاص و جاهای ناشناس کمرویی و ترس نشان می دهند، بعد که می فهمند در اینجا هیچ چیز ترس آوری وجود ندارد، ترسشان از میان می رود.

ترس در بچه هایی که به سن مدرسه نرسیده اند، به منتهای درجه می رسد. ولی در دوره های بعد هم از شدت ترس و هم از تکرارش کاسته می شود.

شدت و ضعف عواطف در مراحل مختلف زندگی تابع تغییر اهمیت محرک ها، رشد و تکامل ذهنی کودک و تغییر علایق او است.

شیوه های تغییر و بیان عواطف تغییر می یابند. طفل خردسال در ابراز عواطف خود نه به قضاوت و عیبجویی دیگران می اندیشد و نه به عواقب رفتار خود. رفتار عاطفی کودک فقط از محرکات درونی پیروی می کند و نه چیز دیگر.

کودک بعدها در مواجه با گروه های اجتماعی خارج از خانواده در می یابد که عملی که زمانی وسیله موثری برای مقصودش بود، اکنون آن را بچه گانه می خوانند.

به این ترتیب تمایل شدید به مقبول واقع شدن در منزل و مدرسه رفتارش را هدایت می کند.

● عوامل موثر در عواطف می رسیم که عبارتند از:

▪ عوامل موثر در عواطف
وضع عاطفی انسان چه بزرگسال و چه خردسال از یک زمان به زمان دیگر و برحسب عواملی چون کیفیت مزاجی، موقع بروز تاثیرات محیطی تغییر می یابد، در پرورش عواطف باید عواطفی را که زمینه را برای هیجانات فراهم می سازند، در نظر گرفت و در رفع آنها کوشید.

▪ خستگی
خستگی که نتیجه استراحت کم، هیجانات زیاد، غذای ناکافی و علل درجه دوم دیگری است، طفل و کودک را برای کج خلقی و تندخویی آماده می سازد. گرچه این در تمام مراحل کودکی صادق است ولی در اوایل زندگی، یعنی وقتی که طفل خستگی را نمی تواند تشخیص دهد و با آن که خسته است، بی اعتنا به بازی ادامه می دهد، مخصوصا مهم و قابل توجه است.

▪ عدم تندرستی یا فقر بهداشتی
ضعف و ناراحتی حاصله از تغذیه بد اختلا لا ت گوارشی، نقص بینائی، دندانی ناسالم و هر چه دیگر که به سلا مت مزاج محققا لطمه زند، زمینه را برای تحریکات عاطفی منفی به خصوص خشم آماده می سازد. ناراحتی های عاطفی در میان کودکان تندرست ۷ و ۱۱ سال کمتر است تا در میان کودکان ناتندرست همان سنین و کودکان سالم کوچکتر.

▪ موقع روز
از آنجا که خستگی در برخی از ساعات روز بیشتر از ساعات دیگر است، جای تعجب نیست اگر در آن ساعات تحریکات عاطفی آشکارتر دست دهند. در مورد اطفال و کودکان خردسال موقع قبل از غذا و خواب تظاهرات عاطفی شدت می یابند. به هم خوردن برنامه غذا و خواب نیز باعث بهم خوردن اعتدال عاطفی می شود.

▪ هوش
روی هم رفته کودکان کم هوش، کمتر به کنترل عواطف خود قادرند، در صورتی که کودکان با هوش دارای عواطف وسیع تر و علا یق متنوع تر هستند و طبعا بیش از کودکان کم هوش دستخوش عواطف گوناگون می شوند. اینها بهتر می توانند نکات غم انگیز و مضحک زندگی را دریابند، پیشامدهای نامطبوع آینده را احساس کنند و دچار ترس شوند علا یق وسیع تری به هم رسانند که تجاربشان ممکن است برای رسیدن به آنها کافی باشد یا نباشد، خلا صه آن که تفاوت میزان حساسیت برحسب درجه هوش حتی در باره بچه های خردسال نیز صادق است.

▪ محیط اجتماعی
محیط زندگی طفل و کودک اگر پرهیجان و جارو جنجال باشد، اگر والدینآنها غالب اوقات به دعوا و مرافعه سرگرم باشند و همچنین تفریحات و سرگرمی هایی که بیش از ظرفیت آنها هیجان انگیز باشد، مانند سینما و رادیو و ... آرامش عاطفی آنها را به هم می زنند. در خانه هایی که آمد و رفت مهمان زیاد بوده و بیش از دو نفر عضو بزرگسال داشته اند، خشم در اطفال مکررتر دیده می شود. طرز رفتار بزرگسالا ن و نوع انضباط و موانعی که برای کنترل رفتار کودکان به کار برده می شود و میزان اشکالی که آنها در کسب خواسته های خود دارند، همگی در وضع عاطفی اطفال موثرند.

▪ روابط خانوادگی
یکی از علل اساسی ناراحتی های عاطفی اطفال را باید در طرز رفتار والدین جست وجو کرد. در خانواده هایی که پدر و مادر بیشتر اوقات را در خارج خانه و دور از فرزندان به سر می برند. درباره بچه ها بیش از حد نگرانی نشان می دهند، پیوسته راجع به وضع مزاجی و رفتار فرزندان حرف می زنند، بیش از اندازه به اطفال کمک می کنند، مطیع اراده آنها می شوند یا این که آنها را محور حیات خانوادگی قرار می دهند. چنین پدران و مادرانی مقدمه را برای انواع فشارهای عاطفی فرزندان خود آماده می سازند.

▪ سطح آرزوها و انتظارات
گاهی فشار عاطفی کودک نتیجه آن است که پدر و مادر از او انتظاراتی دارند که بیش از توانایی او است و کودک چون از برآوردن این انتظارات عاجز می ماند، خود را گناهکار و نالا یق می پندارد وگاهی نیز این امر نتیجه آرزوها وهدف هایی است که خود طفل دارد. اگر نتواند به آرزوها و هدف های خود برسد، خود را بی کفایت تصور کرده و دچار ترس و اندوه و دلواپسی می شود.




سه شنبه 19 آذر 1387

شب اداری كودكم، برایم یك دغدغه است.

سه شنبه 19 آذر 1387

نوع مطلب :
نویسنده :

پرسش: بچه ام مرحله پوشك پوشی را پشت‌سر گذاشته است ولیكن گاه‌گاهی مواجه با مشكل شب‌اداری می‌شود. می‌خواستم بدانم كه كم و كیف این مسئله چگونه است ؟
نكته مهم : واقعیت این است كه این مشكل آشكارا در بین كودكان شایع است چون آمار و ارقام مرتبط گویای این امر است كه تقریباً 20% كودكان پنج سال از این مشكل رنج برده و این میزان در كودكان هشت ساله 10% است . پس این میزان از شیوع مشكل ، نباید چندان دغدغه آفرین باشد. گذشته از این، این مسئله در اثر گذشت زمان خودبه‌خود برطرف می‌شود . به هر صورت، این مشكل از نارسایی سیستم مثانه كودك ناشی شده و این دوره را می‌توان با اعمال راهكارهای زیر سریع‌تر پشت سر گذاشت.


راهكارهای پیشنهادی


1-چنانچه كودك كمتر از پنج‌سال داشته باشد چون در این مقطع سنی خوابش سنگین است، جهت رفع این مشكل، می‌توان از شورت‌های یكبارمصرف استفاده كرد. از سویی دیگر ، جهت كسب نتایج بهتر، اولاً لازم است كه مادر حساسیت چندانی در این رابطه از خود نشان نداده و در ثانی كار پوشیدن این نوع شورت را به عهده كودك گذاشته و تنها به كار بچه نظارت كرده و خونسردی خود راحفظ كند.


2- چنانچه كودك مبتلا به شب ادراری بیش از پنج سال داشته باشد در آن صورت، جهت ریشه‌یابی به نزدیك متخصص كودك برده شود. چون این مسئله می‌تواند مرتبط با كاستی‌های هورمونی باشد و اگر این نوع عوامل در این مسئله نقش‌آفرین باشند در آن صورت، باید گفت كه موردی برای نگرانی وجود ندارد چون متخصص می‌تواند با تجویز اسپری خاصی این مشكل را برطرف سازد.


3-واقعیت این است كه كودك مبتلا به این مشكل، خود از این بابت ناراحت و نگران است بنابراین اولین وظیفه شما این است كه احساسات كودك را درك كرده و با وی همدلی كنید چون از طریق همدلی و همراهی راحت‌تر می‌توانید بر این مسئله پیروز شوید. به هر صورت، فرد باید در ساعات پایان روز از میزان مایعات مصرفی خود كاسته و پیش از خوابیدن ، دست كم دوبار دستشویی برود. همین‌طور، مادر نیز باید در این رابطه با فرزندش همراه شده و با روشن گذاشتن لامپی، راحت تر در دل شب كودكش را به طرف دستشویی جهت تخلیه مثانه هدایت كند. به علاوه، جهت مقابله با هر واقعه اتفاقی و ناخواسته، كودك باید به زیرپوش‌های تازه دسترسی داشته باشد. همین طور، می‌توان جهت جلوگیری از خیس شدن تشك از یك كاور پلاستیكی استفاده كرد. لازم به ذكر است كه جهت كسب نتیجه بهتر و كوتاه تر كردن این دوره ، باید انجام این كارها عمدتاً به عهده كودك باشد تا سریع‌تر مشكلش را برطرف سازد.


4- چنانچه كودك بیش از پنج سال داشته و در عین حال از نارسایی‌های فیزیكی مرتبط با این مسئله نیز رنج نبرده و شدیداً مایل است كه به هر طریق ممكن این مشكل را برطرف سازد. در آن صورت، بهتر است كه از یك دستگاه آلارمی‌كه حاوی یك بالشتك و زنگ است استفاده شود. كاركرد این دستگاه بدین شكل است كه پیش از واقع شدن شب ادراری، كودك را از خواب بلند كرده و او را راهی دستشویی می‌كند. لازم به ذكر است كه نیاز به این دستگاه هشداردهنده كوتاه مدت می‌باشد چون این وسیله سبب می‌شود كه كودك خود به خود در برابر پرشدن مثانه‌اش حساس شده و بدین شكل درصدد تخلیه آن برآید.


5- و دست آخر اینكه ، جهت كسب نتیجه بهتر باید خانواده بیش از اندازه نسبت به این مشكل حساس نباشد چون حساسیت مرضی سبب می‌شود كه دوره این مشكل طولانی شود، چون بزرگ شدن كودك آشكارا زمان‌بر است ، پس نباید عجول بود.




دوشنبه 4 آذر 1387

گیاه خشخاش

دوشنبه 4 آذر 1387

نوع مطلب :
نویسنده :

به نظر می رسد اولین تركیب دارویی تریاك در قرن 16 میلادی به دست آمد و آن را به نام كاشف سوئیسی اش نامیدند كه دكتر پاراسلوس بود.(Claudanum Para cel si), (Dr. Paracelsus)
یك پزشك انگلیسی به نام توماس سیدنهام (Thomas Sydenham) كه افلاطون انگلستان نامیده شده، نیز در قرن هفدهم م. داروی جدیدی را با تریاك تهیه كرد.
در قرن نوزدهم م. بسیاری دیگر از فرآورده های آن ( مورفین ، كدئین و... ) كشف گردید.
گیـــــاه خشخاش از ناحیــــــه آسیای صغیر به یونان منتقـــــل شده، اگـــــر چه در بعضـــی منــــابع آمــــده است كه در اروپـــــا مجـــــارها اولین ملتی هستند كه با گیاه خشخاش آشنا شده اند و گیاه شناسان این كشور، این آشنایی را از هزار و دویست سال قبل از میلاد به بعد می دانند. ولی هومر شاعر نابینا و حماسه سرای یونانی كه احتمالا 600 سال قبل از میلاد می زیسته در آثار خود از گل خشخاش یاد می كند كه در باغهای شهر روم كشت می شده و چون یونانیان زمان سقراط یعنی حدود چهار صد سال قبل از میلاد از تاثیرات طبی تریاك سخن گفته اند، می توان گفت كه حداقل آشنایی یونانیان با تاثیرات طبی مخدرها به چند صد سال قبل از میلاد مسیح بر می گردد.

گیاه خشخاش

بقراط در چهار صد سال قبل از میلاد مسیح و نئوفراست در همان تاریخ از تریاك برای درمان اسهال و رفع درد استفاده می كرده اند.
از نوشته های پاپیروس بر می آید كه مصری ها از زمانهای قدیم (اپیوم) استعمال می كرده اند و اسم (Thebaica) مشتق از شهر (Thebes) است كه در آنجا خشخاش نیز می كاشتند.
در ژاپن تا قرن پانزدهم میلادی گیاه خشخاش كشت نشده بود، در دایره المعارف بریتانیكا آمده كه تریاك در قرن هفتم قبل از میلاد مسیح در چنین كشت می شده و به وسیله تركها و عربها در قرون 6 و 7 به چین برده شده و تا قرن هفدهم میلادی برای تسكین دردها و به طور محدود مورد استفاده بوده است. در قرن هیجدم م. مصرف دارویی تریاك در دنیا حدود 1700 تن بود.
تریاك خام (طبیعی) به صورت گلوله، چانه، قرص، قالبی، آجری و حتی به صورت پودر عرضه می گردید و در قدیم برای تسكین درد به طور مایع و جامد استفاده می شده است.
در ایران، پزشكان عالی قدری مانند شیخ الرییس ابوعلی سینا (370 – 427 ه. ق) و ابوبكر محمد بن زكریای رازی (251- 313 ه. ق) از تریاك در مواد گوناگون بیماری ها استفاده كرده اند و در اشعار شعرایی كه پس از این دو دانشمند می زیسته اند، به موارد طبی تریاك اشاراتی شده است.
اگر چه خوردن تریاك در چیــــن معمول بود، ولی دود كردن و كشیدن تریاك از آمریكای شمالی به چین رسید و رایج گردید. بعضی از مــــردم تــــریاك را با توتون مخلوط می كردند، و بزودی كشیدن تریاك به حدی بین مردم گسترش یافت و عمومی شد كه حتی به درباریان هم سرایت كرد و به عنوان یك مشكل بزرگ اجتماعی چین در آمد كه در سال 1729 م. توسط امپراطور (یانگ چینگ، 1735 – 1723 م.) ممنوع اعلام شد.
فروش و كشیدن تریاك ممنوع گردید و موقتا به تجارت تریاك لطمه زد. با وجود این لطمه، كمپانی انگلیسی هند شرقی به كشت تریاك در ایالت بنگال هند ادامه داده و آن را در سال 1775 م. به وسیله (ناركی وارن هستینگ) كه از صورت یك كارمند ساده به حكمرانی كلیه املاك انگلیس در هند رسیده بود، در انحصار خود گرفت و او این ماده را با نرخی ارزان و مقدار فراوان عرضه می كرد.
كمپانی ، خود مستقیما در چین فعالیت فروش نداشت و تریاك را به بازرگانان بزرگ و خصوصی چین در ساحل تحویل می داد و بازرگانان یاد شده آن را در بازارهای چین به فروش می رساندند، و در ازای فروش تریاك، طلا و نقره و گاهی هم چای، كتان، ابریشم به نمایندگان كمپانی تحویل می دادند.
مقدار تریاكی كه كمپانی یاد شده در سال 1729 م. به چین داده، 200 صندوق بود كه در سال 1767 م. به 1000 و در سال 1820 م. به 10000 و از 1830 تا 1838 م . به 40000 صندوق افزایش یافت.
در ماه مارس 1839 م. امپراطور وقت، (لین چه هسو) را كه مردی قاطع بود به كانتون فرستاد و او پس از گفتگوهای بی نتیجه با تجار خارجی و چینی دستور داد بیش از 20000 صندوق كه حاوی حدود یك میلیون و نیم كیلو تریاك بود، مصادره شود. صندوقها را به ساحل بردند و (لین) شخصا در میان ابراز احساسات مردم، آنها را آتش زد، آتشی كه 20 روز روشن بود.
به موازات انگلیس ها و همراه با آنها پرتغالیها و دیگر كشورهای غربی حتی ایالات متحده آمریكا از تركیه و هند تریاك تهیه كرده و به تجارت آن در چین می پرداختند. مشكل تریاك سرانجام منجر به جنگهای تریاك در سالهای 42- 1839 م . و 60- 1856 م. شد.
در فاصله جنگ های اول و دوم، تجارت تریاك در چین از 50000 به 60000 صندوق افزایش یافت.
در ســــال 1907. (چینگ) توانست جلوی ورود تریاك را به داخل چین بگیرد و تا سال 1917 م. ورود تــریاك از هند به چین ممنوع بود ولی چینی ها خود مبادرت به كشت خشخاش در داخل كشورشان كردند.
با وجود ممنوعیت هـــای فرمانروایان چین، در اوایل جنگ جهانی اول باز هم بیش از هفتاد میلیون كیلو تریاك وارد چین شد.
گویا در سال 1937 م. حدود 4 میلیون نفر چینی به تریاك معتاد بوده اند كه نامشان ثبت شده بود و در سال 1938 م (مائو) رهبر حزب كمونیست چین می شود.
در دهه های 1940 تا 1980 م مبارزه شدید علیه اعتیاد و درمانهای اساسی و گسترده برای معالجه اعتیاد در چین جریان داشته و این كشور تجربیات با ارزشی در این زمینه دارد.
هم اكنون در ناحیه یونتان در جنوب غربی چین كه در مجاورت برمه، لائوس و تایلند (مثلث طلایی) قرار دارد، كشت خشخاش برای استفاده دارویی مجاز است و همین امر موجب بقای اعتیاد در این ناحیه شده و ضمنا گزارش شده تریاك
از این منطقه تا حدودی به صورت غیر قانونی از بنادر چین به هنگ كنگ و غیره قاچاق می شود.




دوشنبه 4 آذر 1387

کو کایین - کراک - ماری جواناو...

دوشنبه 4 آذر 1387

نوع مطلب :
نویسنده :

کوکائین و کراک چیستند؟
كوكایین، آلكالوئید اصلی برگ كوكا است كه از برگهای بوته ای به نام (Ergthroxglom Coca) بدست می آید، كه مركز اصلی رویش آن آمریكای جنوبی است. كوكایین به عنوان ماده موثر در سالهای 60- 1859 م. از برگ كوكا (تصویر 1) مجزا و استحصال شد. كراك را نیز از كوكایین تهیه و در اواخر تابستان و اوایل پاییز سال 1985 م. به بازار شهر نیویورك عرضه كردند. كراك خطرناكترین ماده اعتیاد آوری است كه تا كنون به بازار آمده و به حدی وابستگی آور است كه یك بار مصرف آن، فرد را معتاد می كند. از نظر طبقه بندی فارماكولوژی، محرك سیستم اعصاب مركزی است.
كوكایین پودر سفید نرم شفاف كریستالی با طعمی تلخ است كه اغلب با پودر تالك، یا ملین ها یا شكر مخلوط می شود و معمولا به صورت استنشاق، تزریقی، خوراكی یا دود كردن و گاهی هم به طریق پاشیدن روی دستگاه تناسلی مصرف می كنند.
دود معمولی آن برای انفیه و استنشاق 30 تا 100 میلی گرم است و 10 تا 25 میلی گرم آن برای تزریق استفاده می گردد. كوكایین بی حس كننده موضعی است و به ندرت برای برخی از اعمال جراحی استفاده می شود.
نامهای خیابانی آن Coke مخفف كلمه كوكایین (Cocaine)، Candy (شیرینی) ، Nose (بینی) ،Snow (برف) ، Happy (خوشحال، خوشبخت) و Dust (مواد گردی، گرد و خاك) می باشد.
استعمال كوكا قرنها است در كشورهای هند، پرو و بولیوی معمول بوده، برگهای رنگ كوكا را برای لذت و خوش بودن می جوند، مردم این كشورها برای قادر شدن به انجام كارهای سخت و جدی و راه رفتن و تحمل گرسنگی و تشنگی از جویدن كوكا یاری می گیرند.
تا آنجا كه به تاریخچه كوكا مربوط می شود، این عادت در میان ساكنان كوه های آند رایج بوده است. در تابوت های (Huacas) باستانی پرو، مجسمه های در حال استعمال كوكا كشف شده اند. روشن ترین علامتی كه بر چهره معتادان كوكا دیده می شود فرو رفتگی گونه هاست كه در اثر مكیدن برگ كوكا به وجود می آید.



پودر کوکائین
کراک

اثرات كوتاه مدت:
اثرات كوتاه مدت آن مشابه آمفتامین است ولی با مدت زمان كوتاهتر، احساس افزایش انرژی، چابكی و سرخوشی زیاد می كند، از جمله اثرات آن پس از مصرف عبارت است از: افزایش ضربان قلب، نبض، تنفس، درجه حرارت بدن، فشار خون، گشادگی مردمك چشم، پریدگی رنگ، كاهش اشتها، تعرق شدید، تحریك و هیجان، بی قراری، لرزش به خصوص در دستها، توهمات شدید حسی، عدم هماهنگی حركات، اغتشاش دماغی، گیجی، درد پا، فشار قفسه سینه، تهوع، تیرگی بینایی، تب، اسپاسم عضله، تشنج و مرگ.
در حالت قطع ماده نیز افسردگی شدید حادث می شود. ناخالصی كوكایین خیابان اغلب موجب حساسیت و آلرژی شدید می شود كه معمولا با آب ریزش بینی و بی خوابی شدید همراه است. در مسمومیت حاد با كوكایین، فرد مصرف كننده دچار بی قراری و تشویش، هیجان، شوریدگی فكر و اختلال تنفسی می گردد. ضربان، تنفس و فشار خون فرد افزایش می یابد.

اثرات دراز مدت:
از جمله اثرات بلند مدت آن از دست دادن وزن بدن، یبوست، بی خواب، ضعف جنسی، دپرسیون تنفسی، اشكال در ادرار كردن، تهوع، كم خونی، رنگ پریدگی، تعرق شدید، دردهای شكمی و اسهال، اختلالات در هضم و دستگاه گوارشی، سردرد، لرزش دست ها، لرزش و تشنج، پریدن عضلات و سفتی آنها، هپاتیت، آب ریزش دائمی بینی، ایجاد زخم، آماس و جوشهای پوستی به خصوص اطراف مخاط گوش و بینی، زخم مخاط بینی (در مصرف به صورت انفیه)، اضطراب، بی قراری، تشنج پذیری شدید، سوء ظن، گیجی، اختلالات درك زمان و مكان، رفتار تهاجمی، تحریك پذیری شدید، افسردگی، پرخاشگری، تمایل به خود كشی، توهمات و اختلال در حواس (به خصوص بینایی، شنوایی، و لامسه)، افكار هذیانی، و گاهی اشتهای كاذب و سرانجام ناراحتی جدی دماغی و روانی به نام سایكوز و كوكایین.
تحمل و ایجاد وابستگی كوكایین مشابه آمفتامین است وابستگی شدید روانی ایجاد می كند كه این وابستگی در عصاره كوكایین یعنی كراك شدیدتر می باشد.
در آزمایشاتی كه برای تحقیق پیرامون اثر كوكایین بر روی موش و میمون انجام شده، پس از قطع مصرف آن، نشانه های ترك از جمله ضعف شدید، بد خوابی، افسردگی، تحریك پذیری، گرسنگی زیاد دیده شده است.
مصرف كننده، كراك را چه به طریق استنشاق یا پاشیدن روی توتون و ماری جوانا و چه از راه كشیدن با پیپ استعمال كند، دیگر نمی تواند از مصرف آن خودداری كند و باید پی در پی آن را استعمال نماید. خیلی سریع جذب ریه گشته و به مغز می رسد و حالت تهاجمی به مصرف كننده دست داده، باعث بزرگ شدن قلب، افزایش فشار خون می شود، به گونه ای شدیدتر از كراك پدیدار می گردد. اصولا فردی كه كراك مصرف می كند، دیگر بر خود تسلط ندارد و گویا خودی خود را گم كرده است.

ماری جو انا
بیشتر از قسمت های فوقانی برگ ها، گل و تخمكهای شكفته شده بوته شاهدانه جنس ماده كه بریده و خشك شده تهیه می شود و در رنگهای سبز متمایل به خاكستری و قهوه ای وجود دارد. دارای بوی تند و به صورت كشیدنی در پیپ یا سیگارهای دست پیچ استفاده می شود.
نامهای خیابانی آن Potherbs Grass, pot, Weed, Mary Jane و ... می باشد.
اثر آن به صورت كشیدنی 2 تا 4 ساعت و در موارد خوردنی 5 الی 12 ساعت طول می كشد. در عین حال كه موجب حالت سرخوشی و كیف می شود، غالبا هوشیاری و خود آگاهی مصرف كننده به هم می خورد و دچار تحریف ادراكات، عدم هماهنگی و توازن، گیجی، افزایش ضربان قلب و تنفس می گردد. فرد مصرف كننده آن تمایل به پر حرفی و خنده های بیش از حد دارد، و این آثار تا چندین ساعت پایدار است، ماری جوانا را – در عین حال كه ماده اعتیاد آور سبك است و حتی آن را مدخل ورود به دنیای مواد اعتیاد آور قوی معرفی كرده اند – باید یك ماده توهم زا به حساب آورد، تحریف ادراك حسی، اختلال درك زمان و مكان، افزایش حساسیت به صدا، افزایش تلقین پذیری، احساس دارا شدن یك درك عمیق تر از معانی اشیا، احساس قدرت بیش از حد، شوریدگی یا اغتشاش فكری، تیرگی، هوشیاری، گیجی، نگرانی، ترس، سرگردانی و توهمات از اثرات و خطرات عمده مصرف این ماده است. در میان افرادی كه مصرفشان خیلی زیاد است میزان اختلالات عصبی و شخصیتی بیش از افراد عادی است. ماری جوانا وابستگی روانی نسبتا خفیفی به دنبال می آورد.


هروئین
هروئین كه نام شیمیایی آن "دی استیل ـ مورفین" است و در سال 1900 به عنوان وسیله‌ای برای درمان مؤثر اعتیاد به مورفین ارائه شد. اما افسوس كه این امید واهی خیلی زود به یأس مبدل گشت. زیرا متوجه شدند، گرچه هروئین خواب‌آوری كمتری دارد، اما قدرت مسموم كنندگی آن پنج برابر مورفین است.
هروئین با عمل تقطیر از مرفین استخراج می‌شود. هروئین پودر كریستالی سفید رنگی است كه در سال 1874 توسط دانشمند انگلیسی در بیمارستان سنت مری كشف شد. دانشمند قوی این ماده را تترااستیل مرفین خواند تا اینكه در حدود سال 1890 دانشمند آلمانی بنام درسر و چند دانشمند دیگر مطالعات بیشتری روی آن انجام دادند و دریافتند كه این مشتق دی استیله است و آن را برای معالجه اشخاص مبتلا به سل و سایر بیماریهای جهاز تنفسی و همچنین برای ترك اعتیاد به مرفین پیشنهاد و عمل كردند.
كارخانه بایر آلمان دست به تهیه تجارتی آن زد و به آن نام هروئین داد شاید بایر كلمه هروئین را از كلمه كه در زبان آلمانی به معنی‌ عامل بسیار قوی و بسیار موثر كه مقدار كم آن اثر زیاد دارد، اقتباس كرده است. از طرفی شاید چون مصرف هروئین می‌تواند اثر اعتیاد مرفین را از بین ببرد (چون یك مخدر قوی‌تر می‌تواند اثرارت فیزیولوژیكی داروی مخدر قبلی را از بین ببرد و خود جانشین آن بشود)در ضمن چون پس از مصرف هروئین البته فقط در شروع و اوایل مصرف آن اعمال روانی و جسمانی به شدت تقویت می‌شود و شخص می‌تواند كار چند روزه را در یك روز تمام كند به این ماده نام هروئین مشتق از كلمه به معنی قهرمان دادند.

هروئین اعتیاد شدید فیزیكی را در كمتر از 21 روز در 97 درصد اشخاصی كه آن را مورد مصرف قرار داده بودند، به وجود آورد. هروئین ماده مخدری قوی است، كه آخرین پله نردبان اعتیاد را در مصرف مواد مخدر به خود اختصاص داده است و شخص را به سفری می برد كه كمتر كسی از آن به سلامت بازگشته است!
فردی كه پس از سیر در مصرف انواع مواد مخدر به هروئین روی می‌آورد. ابتدا آن را استنشاق می‌كند، اما كمی بعد جهت تأثیر فوری و افزایش دادن اثر آن، به سرنگ روی می‌آورد و در رگ تزریق می‌كند.
هروئین تزریق شده احساس لذت عمومی و سریع و شدید را تولید می‌كند. متخصصان این حالت را شبیه اوج در جماع توصیف نموده ولی در اصطلاح، معتادان آنرا فلش (Flash) یعنی چیزی شدید و آنی همانند نور فلش دوربین عكاسی می‌نامند.
فلش عكس‌العملی است ناگهانی، زنده و عمیق كه ارگانیسم نسبت به ورود ماده نشان می‌دهد. این حالت كه حداكثر در حدود 10 ثانیه طول می‌كشد برای معتاد همیشه عالی است. هروئین كه قدرت خواب‌آوری كمتری دارد، تولید برانگیختگی‌های شدید و خشنی می‌كند، لیكن سهولت تفكر و تصور تریاك را تولید نمی‌نماید،شاید به همین علت است که مصرف این ماده بیشتر در بین مردها متداول است. بررسی‌های آماری نشان می‌دهد كه در برابر هر 5 مرد معتاد فقط یك زن معتاد وجود دارد.
هروئین از مورفین مستبدتر است و كمبود آن زودتر احساس می شود. به طوریكه معتاد را مجبور می‌سازد در فواصل زمانی مشخص ( 3 تا 5 ساعت برای هروئین و 8 تا 12 ساعت برای تریاك) از این ماده استفاده كند، تا اضطراب غیرقابل تحمل ناشی از كمبود را از بین ببرد.
مضافا اینكه پس از مدتی، مصرف هروئین به جز رفع احتیاج، اثر دیگری ندارد و مكانیسم وابستگی، ریتم تزریق و مقدار مصرف را رفته رفته افزایش می‌دهد و زوال و نابودی فرد را سرعت می‌بخشد.
اعتیاد به هروئین بندگی مطلق است و معتاد فقط برای هروئین و توسط آن زنده است. شخص معتاد به علت آگاهی از اعتیاد خود رنج فراوان می‌برد، اما ظاهرا كاری از دستش بر نمی‌آید.
باید دانست هروئین برخلاف الكل كه بعضی از رفتارهای سركوب شده را آزاد می‌سازد، تعدادی از رفتارهای پایه، مانند رفتارهای جنسی، خشونتی و تهاجمی و حتی رفتارهای رفع گرسنگی را سركوب كرده و از قدرت اصلی آن می‌كاهد. ایجاد حالت كرخی در معتاد باعث می گردد كه فشار مختلف و دردهای جسمانی خصوصا دلواپسی و اضطراب وی بهبود یابد.
وابستگی فیزیكی بسیار شدید است، معتاد می‌بایست حداقل هر 8 تا 12 ساعت یكبار از این ماده مصرف كند تا از بروز علائم كمبود جلوگیری نماید.
تجربیات حاصله نشان می‌دهد كه مصرف روزانه 60 میلی‌گرم هروئین می‌تواند در مدت دو هفته فرد را كاملا معتاد سازد. زیرا در این مدت ارگانیسم بدن خود را با ماده مخدر وفق داده و با آن سازگار می‌گردد، و وقتی شخص از نظر فیزیكی كاملا معتاد شد، كمبود مصرف یا عدم دستیابی باعث بروز علائمی ‌می‌شود. تقریبا 12 ساعت بعد از آخرین مصرف، معتاد خود را بدحال حس می‌كند، احساس ضعفی به او دست داده و خمیازه می‌كشد، می‌لرزد و عرق می‌كند، از بینی و چشمهایش ترشحات زیادی خارج می‌شود. این علائم توام با حالت آشفتگی به مدت چند ساعت ادامه یافته و پس از آن معتاد به خوبی ناآرام فرو می‌رود. در موقع بیداری یعنی 18 تا 24 ساعت بعد از آخرین تزریق فرد معتاد وارد عمق جهنم زندگیش می‌شود. خمیازه ها آنچنان شدید می گردد كه می‌توانند فكهایش را از هم جدا سازند. ترشحات بینی همچنان ادامه می‌یابد، موهای بدن سیخ می‌شود و انقباضات شدیدی در معده و روده‌ها پدید می‌آید، كه باعث ایجاد اسهال و استفراغ شدید می‌شود.
حدود 36 ساعت بعد از آخرین تزریق، معتاد خود را با پتوهای متعدد می‌پوشاند. زیرا بدنش به شدت می‌لرزد و پاهایش بی‌اختیاد دچار لرزشهای شدیدی می گردد. به طوری كه قادر به خوابیدن نیست، بلند می‌شود، راه می‌رود، روی زمین دراز می‌كشد و فریاد می‌زند.
ریزش ترشحات از بینی همچنان ادامه می‌یابد و سرعت و میزان آن باور نكردنی است، زیرا فقط تعریق او باعث خیس شدن دائم لباسها و رختخوابش می‌شود.
در این مرحله ضعف جسمانی به حدی است كه فرد قادر به بلند كردن سر از روی بالش نمی‌باشد و گاهی متخصصان از بیم جان بیمار به هراس می‌افتد و مقداری هروئین به وی تزریق می‌كنند. تزریق مقدار كمی هروئین تقریبا تمام علائم را به سرعت از بین می‌برد.
هاریس ایزبل در این مورد می‌نویسد "منظره شگفت انگیزی است، زیرا شخصی كه به شدت مریض است، نیم ساعت پس از تزریق به صورت آدمی سالم، خنده رو، خوشحال و مرتب در می‌آید."
البته اگر تزریق انجام نگیرد تمام علائم فوق پس از 6 تا 7 روز از بین می‌رود، زیرا بدن پس از این مدت دوباره قابلیت عدم نیاز به هروئین را باز می‌یابد.

 

مورفین
در سال 1804 م. اولین الكالوئید تریاك – كه شناخته شد – مورفین(morphine) نامگذاری كردند كه از كلمه مورفئوس (Morpheuse)خدای رویای یونان باستان مشتق شده بود . از سال 1850م. كه سرنگهای تزریقی زیر جلدی به بازار آمد ، استفاده از آن گسترش بیشتری پیدا كرد.مورفین از تریاک استخراج میشود و یا مستقیما از ساقه خشخاش بدست می آید و به صورت پودری کریستالی به رنگ قهوه ای روشن و یا سفید می باشد.
مورفین به اشكال قرص، كپسول، پودر یا محلول عرضه می شود و از طریق خوراكی، كشیدن از راه مجاری تنفسی و تزریق زیر پوستی و داخل سیاهرگی مورد استفاده قرار می گیرد.شروع مصرف ‹‹ مورفین ›› را متخصصان به ‹‹ ماه عسل ›› تعبیر می كنند. زیرا ‹‹ مورفین ›› تمام احساسها را تغییر می دهد، و به تجربه های اداركی، خلقی و حسی و اساساً ارتباطات شخص با دنیای خارج، ظاهر دلنشینی می بخشد. این لذت در ابتدا در مورد احساسات داخلی نامشخص، بسیار شدید است.
كاركرد ذهنی در سطوح بالا مانند قدرت استدلال نه تنها دچار اشكال نمی گردد، بلكه عملكرد آن با شور و هیجان زیاد توأم است. البته پس از مدتی مصرف، عادت پدیدار می گردد و شخص به ناچار مقدار مصرفی خود را افزایش می دهد.
اضطراب كه خود جزئی از درد و رنج وابسته به كمبود احتمالی در اعتیاد است، سبب می شود كه شخص علاوه بر افزایش مقدار مصرفی خود، فواصل مصرف را كاهش داده و به این شكل از بروز علائم كمبود و اضطراب احتمالی جلوگیری نماید.
البته افرادی هستند كه مصرف روزانه خود را بدون افزایش قابل ملاحظه ادامه می دهند، و زندگی خود را براساس ریتم سرنگ ها قرار داده و به كار و زندگی معمولی خود مشغول می باشند. اما افراد دیگر قادر به تداوم كار و فعالیت نبوده و دائماً درپی بالا بردن مقدار مصرفی و پر كردن سرنگ های بعدی هستند.
اختلاف مورد اشاره مربوط به سازمان روانی – شخصیتی فرد و قدرت او در كنترل تمایلات و ارضا آن است. اما در اكثر موارد، اعتیاد به مشتقات ‹‹ تریاك ›› به طور عام و به ‹‹ مورفین ›› به طور خاص، موجب زوال سریع فیزیكی ، روانی و اجتماعی می گردد، و افرادی كه قدرت ذهنی خود را حفظ كرده اند، رنج فراوان می كشند. زیرا دیگر از ماه عسل خبری نیست، بلكه فقط لحظات پر اضطراب و سختی وجود دارد كه شخص به پركردن سرنگ فردای خود می اندیشد.
مرفین به صورت امروزی برای از بین بردن درد از قرن 19 م. سابقه دارد و از حیث طبقه بندی فارماكولوژی، تضعیف كننده سیستم مركزی اعصاب می باشد.

متادون چیست؟
متادون متعلق به گروهی از مواد به نام شبه افیون‌هاست. شبه افیون‌ها موادی با ساختار شیمیائی و عملكردی شبیه به مورفین هستند ( طبیعی و صناعی )، یكی از زیر گروههای شبه افیون‌ها خانواده مواد افیونی است كه شامل داروهای تسكین دهنده درد عصبی مركزی طبقه بندی می‌شوند بدین صورت كه كاركرد آنها به عنوان كاهش فعالیت این سیستم است. الكل،‌كانابیس، بنز و دیازپین‌ها ( شامل دیازپام، لورازپام و...) موارد دیگری از داروهای مضعف هستند. متادون به صورت صناعی ساخته می‌شود و به عنوان جانشینی برای درمان افراد و ابسته به هروئین و سایر شبه افیون‌ها به كار می‌رود. طول مدت اثر آن بسیار طولانی تر از هروئین است به طوری كه مدت اثر یك دوز واحد آن تقریباً 24 ساعت است درحالیكه درمورد هروئین ممكن است فقط 2 ساعت باشد. در یك برنامة درمانی معمولاً متادون به صورت محلولی در آب میوه تجویز می‌گردد.

به طور كلی دو نوع برنامة درمانی با متادون وجود دارد:
1- درمان نگهدارنده یا طولانی مدت كه ممكن است ماهها یا سالها به طول انجامد. هدف در این برنامه كاهش آسیب‌های ناشی از مصرف مواد و بهبود كیفیت زندگی است.
2- برنامة سم زدائی در روش پرهیز مدار ( كوتاه مدت) كه تقریباً 14- 5 روز طول می‌كشد. هدف از این برنامه كاهش رنج‌های ناشی از قطع مواد افیونی مانند هروئین است.

فواید درمان با متادون :
بسیاری از مردم براین باورند كه مصرف كنندگان مواد افیونی بهتر است كه مصرف این مواد را به طور كلی قطع كنند. اگر چه این انتخاب برای بعضی از مصرف كنندگان این مواد مناسب به نظر می‌رسد،‌اما برای بعضی از آنها احتمال بازگشت زیاد است.
البته، تحقیقات نشان داده اند كه برنامة نگهدارنده بامتادون می‌تواند جنبه‌های مختلف بهداشتی زندگی فرد معتاد به هروئین را به دلایل زیر ارتقاء بخشد:
1- هروئین با مواد دیگر مخلوط می‌شود و ناخالصی آن زیاد است.
2- متادون به صورت خوراكی تجویز می‌شود و خطرات ناشی از تزریق هروئین را ندارد.
این امر موجب كاهش خطرات ناشی از استفادة‌ مشترك از وسایل آلوده در تزریق می‌گردد و درنتیجه احتمال عفونت‌های منتقل شونده از راه خون همچون هپاتیتB، هپاتیتC (كه موجب مشكلات طولانی مدت برای كبد می‌شوند) و HIV كاهش می‌یابد.
3- افرادی كه تحت درمان نگهدارنده بامتادون هستند معمولاً به شیوة زندگی متعادل و باثباتی دست می‌یابند كه شامل بهبود وضعیت تغذیه و خواب می‌شود.
4- فردكمتر تحت استرس قرار می‌گیرد به این علت كه نگران چگونگی تامین هروئین برای استفادة مكرر در طول شبانه روز نیست.
5- متادون به مدت طولانی دربدن باقی می‌ماند بنابراین روزانه یك بار مصرف می‌شود.
6- میزان جرم جهت تامین هزینة خرید هروئین كاهش می‌یابد.
7- موجب كاهش ارتباط معتادان باسیستم قاچاق و عرضه كنندگان مواد می‌شود.
8- متادون نسبت به مواد غیر قانونی ارزان تر است.
9- دربعضی شرایط می‌توان متادون را قطع نمود (درصورت تشخیص تیم درمانی ).
 



درصورت‌ مصرف‌ متادون دربرنامة نگهدارنده بایدبه موارد زیرتوجه نمود:
1- توجه ‌شود كه مراجعان برنامة نگهدارنده با متادون مشاورة تخصصی دریافت كنند.
2- متادون همانند هروئین قوی است و درصورت مصرف غلط خطرناك است.
3- مادامیكه فرد تحت درمان بامتادون است درواقع به صورت جسمی وابسته به شبه افیون‌هاست.
4- فرد بامصرف یك دوز متادون تجربة نشئگی را ندارد.
5- فرد باید متعهد شود كه روزانه (‌حتی درتعطیلات )‌برای دریافت متادون مراجعه كند.


عوارض :
بعضی افراد در برنامة نگهدارنده با متادون علائم ناخواسته ای را در طول درمان تجربه خواهد كرد. ممكن است كه علت آن دوزمتادون تجریز شده باشد به صورتی كه بسیار كم یا بسیار زیاد باشد كه بخصوص درشروع درمان ایجاد می‌شود. بعضی از این علائم ناشی از عوارض خود متادون است.
هنگامی كه مقدار تجویز شده بسیار كم باشد علائم شبیه به آنفلوانزا است وشامل موارد زیراست:
1- آبریزش بینی، عطسه
2- سیخ شدن موها
3- دردهای شكمی‌
4- دردپشت ومفاصل
5- احساس ضعف جسمی
6- افزایش درجة حرارت بدن و احساس سرما
7- از دست دادن اشتها
8- تعریق
9- لرزش
10- تحریك پذیری و پرخاشگری
11- اسپاسم ماهیچه ای وپرش عضلانی
12- اختلال درخواب
13- تهوع و استفراغ
14- ولع برای مواد
15- خمیازه
16- اسهال
فردی كه مصرف متادون را یكباره قطع كند ممكن است بسیاری از علائم ذكر شده را تجربه نماید. علائم ترك ( بازگیری) معمولاً یك تا سه روز بعد از آخرین مصرف شروع می‌شود و در حدود روزششم به حداكثر می‌رسد اما مدت طولانی تری به طولانی می‌انجامد.

علائم ناشی از مصرف متادون به مقدار زیاد عبارتند از:
1- خواب آلودگی و چرت زدن 6- ضعیف شدن نبض و كاهش فشار خون
2- تهوع واستفراغ 7- طپش قلب
3- تنفس سطحی 8- سرگیجه
4- مردمك نوك سنجاقی 9- اختلال در عملكرد جنسی
5- كاهش دمای بدن 10- گردش خون ضعیف

بعضی افراد ممكن است عوارض را تجربه كنند كه ارتباطی با دوز مصرفی متادون ندارد:
1- تعریق (فردبایدحداقل دولیتر آب در روز بنوشدتا دچاركمبود آب بدن نشود)
2- یبوست
3- درد ماهیچه‌ها ومفاصل
4- كاهش میل جنسی ‌
5- جوش‌های پوستی و خارش
6- تسكین
7- احتباس مایع
8- كاهش اشتها، تهوع و استفراغ
9- دردشكمی
10- پوسیدگی دندان
11- بی نظمی‌درقاعدگی
این عوارض مدت كوتاهی پس ازمصرف متادون فروكش می‌كند.
درافرادی كه كاركرد كبدی آنها ضعیف است ( به طور مثال عفونت هپاتیتB، ‌هپاتیت‌ها ونیز استفادة طولانی مدت از الكل ) مقدار متادون تجویز شده نیاز به نظارت دقیقی دارد.
افرادی كه به مواد افیونی و ابستگی ندارند در صورت مصرف متادون علائمی‌را تجربه خواهند كرد كه شبیه به علائم ناشی از مصرف مقدار زیاد متادون است (قبلاً ذكر شده است ) .


مصرف متادون همراه با سایر داروها
مصرف داروهای دیگر همراه متادون، بخصوص اگر آنها هم مضعف باشند (‌مانند الكل،‌افیونها از جمله هروئین یا بنزودیازپین‌ها مانند دیازپام )، خطر overdose راافزایش می‌دهد. مصرف مقادیر زیاد الكل درچند روز یا چند هفته می‌تواند طول زمان اثر متادون را كوتاه كند و موجب شود كه شخص قبل از مصرف دوز بعدی علائم ترك ( بازگیری ) راتجربه نماید.
این نكته بسیار مهم است كه فرد هنگام مراجعه به پزشك یا دانپزشك، مصرف متادون راگزارش دهد تا داروهائی كه موجب تاثیر بر درمان نگهدارنده با متادون می‌شوند را تجویز ننمایند.

Overdose و مرگ
مرگ در اثر مصرف متادون نادر است. مرگ مرتبط بامتادون تقریباً همیشه به دلیل مصرف همزمان سایر داروها بخصوص بنزودیازپین‌ها و یا الكل می‌باشد.
كادر حرفه ای بهداشتی عموماً پذیرفته اند كه درمان نگهدارنده با متادون دركاهش مرگ و میر معتادان به هروئین موثر است. مرگ در اثر مصرف متادون معمولاً به دلایل زیر اتفاق می‌افتد:
1- مصرف بیش از حد به طور اتفاقی ـ تحقیقات نشان داده است كه سوء‌ مصرف الكل و بنزودیازپین‌ها درمراجعان دریافت متادون شایع است. هرگونه مصرف همزمان داروهای مسكن، ازجمله افیونهائی مانند هروئین،‌الكل و بنزودیازپین‌ها موجب افزایش خطر سركوب تنفسی، اغماو مرگ می‌شود.
2- خودكشی ـ اختلالات عاطفی درمراجعان دریافت متادون شایع است.
3- صدمات و آسیب‌ها كه شامل تصادف باوسائل نقلیه نیز می‌باشد.

خطرات دیگر :
1- دسترسی به متادون توسط افراد دیگر (برای مثال اطفال) بسیار خطرناك است و می‌تواند موجب ایجاد علائم overdose شود. متادون اضافی را باید از دسترس بچه‌ها دور نگه داشت.
2- تزریق متادون خطری عمده جهت سلامتی افراد است و خطر overdose، لخته شدن خون،‌انسداد سیاهرگها و سایر مشكلات طبی را افزایش می‌دهد.


حاملگی وشیردهی :
زنان جامعه كه وابسته به مواد افیونی هستند باید ترغیب شوند كه هرچه سریعتر وارد برنامة نگهدارنده با متادون شوند زیرا مصرف متادون موجب كاهش عوارض ناشی از مصرف سایر مواد افیونی، مانند هروئین می‌شود. دلایل آن عبارتند از:
1- دوره‌های ترك ناخواسته كه با مصرف سایر مواد افیونی همراه است و موجب آسیب به جنین می‌گردد درمصرف روزانة متادون رخ نمی‌دهد.
2- كیفیت زندگی این افراد در درمان نگهدارنده بامتادون بهبود می‌یابد كه موجب بهبود تغذیه و كاهش تنفس می‌گردد و نتیجة آن سلامت جنین خواهد بود.
3- متادونی كه توسط داروخانه یا مركز درمانی توزیع می‌شود حاوی هیچگونه مادة مضر دیگری كه به جنین منتقل شود، نیست.
همانند سایر مواد افیونی،‌متادون از را ه جفت به جنین منتقل می‌شود. بیشتر نوزادانی كه از مادران مصرف كنندة متادون به دنیا می‌آیند، پس از تولد دچار علائم ترك می‌شوند. علائم آنها از نظر طول مدت و شدت علائم متغیر است. این نوزادان را می‌توان پس از تولد دربیمارستان به نحو موفقیت آمیزی درمان نمود. به طور كلی، زنانی كه از متادون استفاده می‌كننند درمقایسه با مصرف هروئین، دچار مشكلات و عوارض كمتری می‌شوند.
چون مقدار كمی‌متادون از راه شیر به نوزاد منتقل می‌شود، مادرانی كه دربرنامة نگهدارنده با متادون هستند، ترغیب می‌شوند كه به منظور كاهش علائم ترك متادون در نوزادان،‌به شیردهی ادامه دهند.
متادون در شیرمادر 4-2 ساعت پس از مصرف به حداكثر مقدار خود می‌رسد، بنابراین شیردادن به نوزاد قبل از مصرف متادون موجب می‌شود كه متادون كمتری به نوزاد برسد.



مشخصات 4- برومو 2،5 دی متوکسی فنتیلامین
4-bromo,dimethoxy-phentylamine به عنوان یک داروی تهییج کننده و جزوداروهای صناعی توهم زاست. ساختمان ترکیبی آن شبیه بسیاری از داروهای زیرمجموعه کنترل شده‌ها می‌باشد. ساختن مقادیر زیاد این داروها و استفاده‌های مخاطره آمیز دوزاژ آنها در خلال ناخالصی وناپاکی و غیرواقعی بودن آنها خطر آفرین می‌باشد. در اواخر سال 2000 میلادی افزایش ناگهانی داروی فوق رادر کلوپها وپارتی‌های دوره ای بوضوح دیده شده است.
استفاده‌های مجاز
هیچ مجوز پزشکی وطبی جهت استفاده از این دارو وجود ندارد در امریکا افراد افسرده جهت ایجاد لذت از این دارو استفاده می‌کنند. گر چه احتمال تولید وشروع استفاده این دارو در استرالیا می‌باشد اما بزودی استفاده از این دارو در تگزاس و کالیفرنیا دراوایل 1970 میلادی شیوع پیدا کرد و بازارهای آنجا را تصرف کرد. شیوع اولیه این دارو و عدم توانایی در کنترل آن به دلیل علاقه نسل جوان بوده که برای خواب و هیجان مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

تأثیرات دارو
استفاده از این دارو باعث سرخوشی و افزایش قوه ادراک ( افزایش قدرت دریافت کننده‌های بینایی شنوایی و چشایی ) می‌شود. اثرات قابل توجه در اثر مصرف تقریباً 4 میلی گرم بصورت خوراکی بوجود می‌آید و اثر سمی‌آن با مصرف 8 میلی گرم ماده ایجاد میگردد. زمان تغییرات این ماده درعرض 20 تا 30 دقیقه پس از مصرف شروع شده و و پیک اثر بین 5/1 تا دوساعت پس از خوردن ظاهر می‌شود. اثر دارو 6 تا 8 ساعت پس از مصرف طول می‌کشد. مصرف مقادیر پایین ( 4- برمو 2،5 دی متوکسی فنتیلامین ) بطور مستقل از توهم زایی و اختلالات روانی عمل می‌کند، بلکه بجای ایجاد چنین حالاتی علایمی‌از قبیل هیجان زدگی, سستی و رخوت ایجاد می‌کند. مقادیر زیادتر مصرف ( بین 20 تا 40 میلی گرم)‌مانند نمونه LSD می‌تواند حالات توهم زایی ایجاد نماید. مصرف مقدار بالای 50 میلی گرم مصرف اثری بی نهایت توهم زا و سرخوشی بی اساس وبی پایه بوجود می‌آورد. این دارو همانند DOMو DOB ( از دسته آمفتامین‌ها) توانایی اتصال به ‌گیرنده سروتونین را دارد.

استفاده‌های غیر مجازاین ماده
این ماده عموماً از راه خوراکی استفاده می‌شود و همچنین می‌تواند از راه استنشاقی مورد استفاده قرار بگیرد. هیچ نوع استفاده درمانی برای آن اعلام نشده است.درحال حاظر این ماده همانند داروهای توهم زای دیگر مثل DOB، LSD. MDMA درحال تهیه و تزریق به بازار می‌باشد.

جامعه استفاده کننده و‌عوامل مصرف کننده
فراوانی این دارو به گسترگی ال اس دی نبوده اما در بعضی از افراد همانند آنهاییکه اکستسی در مدرسه‌ها وکالج‌های دانش آموزی استفاده می‌کنند مورد استفاده قرار می‌گیرد.این دارو همانند داروها ی کلوپ مثل گاماهیدروکسی بوتیرات،‌کتامین و اکستسی در کلوپهای شبانه رواج دارد.

رواج و انتشار غیرقانونی
این دارو در بازار به اسامی‌، برومو, A2CB ونکسوز رواج دارد و انواع اشکال دوزاژ ونام و بسته بندیهای آن احتیاج به آنالیز شیمیایی برای شناختن دارد.

کنترل اجتماعی
این دارو جزو Schedul I جدول مواد کنترل شده در اکتبر سال 1970 میلادی می‌باشد





یکشنبه 19 آبان 1387

مزاحمی به نام وسواس

یکشنبه 19 آبان 1387

نوع مطلب :
نویسنده :

«بشور، بساب، اینجا ننشین، بنشین آنجا! بلند شو، با پای خیس راه نرو، ای وای! کی گفت بروی سر یخچال!»حتماً از ذهن شما هم گذشت که «وای چه جمله‌های کلافه‌کننده‌ای دارند این آدم‌های وسواسی!»

«بشور، بساب، اینجا ننشین، بنشین آنجا! بلند شو، با پای خیس راه نرو، ای وای! کی گفت بروی سر یخچال!»حتماً از ذهن شما هم گذشت که «وای چه جمله‌های کلافه‌کننده‌ای دارند این آدم‌های وسواسی!»
البته این واژه‌ها از نوع دم دستی‌ترین اصطلاحاتی است که آدم‌های وسواسی را به یاد می‌آورند و در ساده‌ترین شکل، زن‌ها را محکوم به وسواسی بودن می‌کند. در حالی که به عقیده دکتر سعید قشونی (متخصص مغز و اعصاب و استاد دانشگاه) میزان وسواس بین زنان و مردان تقریباً یکسان است،از سوی دیگر وسواس تنها در شکل افراطی شست و شو و... خلاصه نمی‌شود.

● منشأ وسواس
وسواس نوعی بیماری اضطرابی است. که ازهر صد بیمار مراجعه کننده به متخصصین اعصاب و روان حدود ۱۰ نفر به آن مبتلا هستند. این تعداد تقریبا در همه جوامع و فرهنگ‏ها یکسان است. وسواس چهارمین بیماری شایع در روانپزشکی است. علت پزشکی وسواس را می‌توان در اختلال احتمالی دستگاه عصبی و به‌هم‌خوردن تنظیم ماده‏ای به نام سروتونین در مغز جست‌وجو کرد. هر چند مطالعات جدید درصدد یافتن سایر موارد دخیل در این بیماری هستند. اما گاهی فرد غیر از عوامل ژنتیکی به علت بروز حادثه‏ای مثل بیماری، بارداری و ضربه روحی به‌طور ناگهانی می‌تواند دچار علایم وسواس شود. دکتر قشونی معتقد است این عوامل مزاحم می‌توانند هم عامل فیزیکی و هم عامل روانی باشند.
● انواع وسواس
انواع شایع وسواس عبارتند از:
۱) وسواس آلودگی که منجر به شست‌وشوی زیاد بدن و وسایل مورد استفاده می‌شود.
۲) وسواس شک و تردید که فرد مبتلا برای اطمینان از قفل بودن در منزل، خاموش بودن گاز، تلویزیون و برق قبل از ترک خانه یا حتی بعد از ترک آن، مکررا آنها را به دفعات کنترل می‏کند.
۳) وسواس افکار تکراری (مانند افکاری با محتوای پرخاشگری، مذهبی و...) که گاهی در شب بیماررا بد خواب می‌کند.
۴) وسواس نظم؛ فرد می‏کوشد تا اشیا و وسایل محل کار و منزل خود را مرتبا جا به جا و تنظیم کند تا همه چیز بسیار مرتب و منظم باشد. این امر باعث اتلاف وقت فراوان می‏شود. حدود نیمی از بیماران وسواسی به علایم افسردگی دچار هستند.
وسواس، فکر، احساس و اندیشه‌ای مزاحم است که پیله می‌کند به زندگی روزمره و آن قدر به دست و پای آدم می‌پیچد تا اینکه هم خود فرد و هم اطرافیانش را کلافه کند. وسواس به دو دسته وسواس فکری و عملی تقسیم می‌شود، در مجموع وسواس حالتی ازاجبار ایجاد می‌کند، اما در عین حال رفتاری آگاهانه است.
این عمل یا فکر تکراری گاهی آن قدر شدید می‌شود که باعث اتلاف وقت یا نگرانی و اختلال شدید در عملکرد فرد می‏شود. همچنین گاهی آنقدر شدید می‏شود که فعالیت اجتماعی شخص را فلج می‏کند، ارتباطات وی را بادوستان و اطرافیان تحت‏الشعاع قرار می‏دهد. وسواس برای خود فرد نیز آزار دهنده است.
وسواس عملی می‌تواند به شکل وسواس شمارشی، اجتنابی و یا وارسی در فرد بروز کند، اما وسواس فکری در فرد می‌تواند ایجاد اضطراب ‏کند وفرد را مجبور کند برای آن که از اضطرابش کم شود آن عمل وسواسی را انجام دهد در این صورت برای مدت کوتاه فرد بر اضطراب خود غلبه می‌کند.
● بعد اجتماعی وسواس
دکتر امان‌الله قرایی مقدم جامعه‌شناس و استاد دانشگاه وسواس را یک پدیده اجتماعی می‌داند که می‌تواند تحت تاثیر عوامل ژنتیکی، فرهنگی و تربیتی ایجاد شود و در تمام روابط اجتماعی، اقتصادی، تحصیلی و حتی همسر داری فرد تاثیر مستقیم بگذارد. البته این تاثیر در حد افراطی وسواس شدت می‌گیرد، دکتر قرایی مقدم معتقد است وسواس یک مکانیسم دفاعی است، همان طور که انسان‌ها مکانیسم‌های دفاعی مختلفی مانند؛ فرافکنی، دلیل‌تراشی و... دارند می‌توانند با پناه بردن به افکار و اعمال تکراری به نوعی استرس و اضطراب خود را کنترل کنند. در واقع بر اساس نظریه فشار استرس‌های روانی می‌تواند فرد را وادار کند که به سمت اعمال وسواسی پیش برود، این وسواس‌ها می‌تواند فرد را آدمی لجباز و بهانه گیرکند. بنابراین آدمی با این خصوصیات نمی‌تواند روابط سالمی با اطرافیان خود برقرار کند. از سوی دیگر این اعمال وسواسی آن قدر از او زمان می‌گیرد که می‌تواند کارایی او را در محیط کار پایین بیاورد، همچنین در مسائل اقتصادی فرد را دچار اسراف و هدر دادن منابع می‌کند، مانند شست‌وشوی مکرر و هدر دادن مقدار زیادی آب و مواد شوینده و...

● زنان وسواسی
توی آشپزخانه که بروی همیشه چند تا دستمال رنگارنگ شسته تمیز خواهی دید، البته هیچ کس نمی‌تواند با هیچ کدام آنها لکه چای روی سرامیک‌ها را پاک کند، اول باید بپرسید کدام دستمال مخصوص لکه‌ها است؟ البته اگر جرات کردید و خواستید اعتراف کنید به اینکه چند قطره چای ریخته اید روی زمین!نکند حواستان نباشد و با آن دستمال آبی فیروزه‌ای که مخصوص پاک کردن سنگ کابینت است، لکه چای روی سرامیک‌ها را پاک کنید! نشانه‌های بالا ما را با زنان وسواسی
روبه رو می‌کند. البته وسواس در زنان بیشتر شکل خانه داری به خود می‌گیرد و شاید کمتر شکل وسواس شمارشی مثل تردید برای شمردن تعداد اسکناس‌ها را در زنان ببینیم. دکتر قشونی وسواس آلودگی را یکی از شایع‌ترین نوع وسواس می‌داند که می‌تواند بیشتر سراغ زنان برود.
وقتی زنان گرفتار وسواس آلودگی شوند آن وقت بزرگ‌ترین دغدغه زندگی شان نجاست و طهارت و پاک شدن لکه‌ها می‌شود، این نوع از وسواس می‌تواند حتی در روابط زناشویی افراد تاثیر بگذارد، به تدریج همسر را گرفتار حس بدبینی کند تا آنجا که گاهی مردها گمان می‌کنند زنشان دیگر مثل قبل به او علاقه ندارد.در نهایت این رفتارهای اضطرابی زن، می‌تواند فضای خانه را متشنج و پر از استرس کند، چنانچه هیچ کدام از افراد خانواده نتوانند بدون دغدغه و با آرامش سراغ یخچال، یا حتی کمد‌ها و... برود در واقع در نوع شدید وسواس زنان حکم یک بازپرس را در خانه پیدا می‌کنند که همه افراد باید مدام به آنها جواب پس بدهند، که دستشان را شسته‌اند یا نه؟ با کدام حوله دست‌ها را خشک کرده‌اند وهزار و یک سوال جور واجور دیگر.
اما به عقیده دکتر قرایی مقدم ممکن است وسواس در زنان به شکل بد بینی و شک به همسربروز کند و این تردیدها و وسواس‌ها می‌تواند روی بچه‌ها و خانواده تاثیر منفی بگذارد.در واقع تمام این اتفاق‌ها می‌تواند جایگاه زن به عنوان مدیر و فرمانده خانه را ضعیف کند و در نهایت تاثیر روانی این وسواس را به همه اعضای خانواده گسترش دهد.

● بچه‌های مادران وسواسی
وقتی مادر‌ها آن قدر اهل بشور و بساب شوند که پوست دست شان برود آن وقت بچه‌ها متوجه خطر خواهند شد،کمتر پیش می‌آید که بیایند و بگویند «مامان بشقاب غذا دمر شد روی زمین!» بچه‌ها می‌گردند و راهکار مناسب را پیدا می‌کنند، همان وقت که هیجان زده و مضطرب هستند، مشت مشت برنج‌ها را می‌ریزند توی سطل زباله و ته مانده آن را هل می‌دهند زیر کابینت‌ها یا حتی زیر قالیچه کف آشپزخانه، بیشتر زنان وسواسی به تجربه خواهند فهمید که بچه هایشان بیشتر از بچه‌های دیگر دروغ می‌گویند و پنهان کاری می‌کنند.اما با توجه به اینکه گفته شد یکی از اساسی‌ترین راه‌های ابتلا به وسواس از طریق ژن‌ها است،داشتن یک پدر و مادروسواسی می‌تواند میزان ابتلای کودکان به مرض وسواس را افزایش دهد،البته غیر از آن بخش اکتسابی ماجرا،مگر می‌شود دختر بچه‌ها مادر را طی ۲۴ ساعت شبانه روز سر گرم رفت و روب و شست‌وشو ببینند، بعد وقتی بزرگ شدند و رفتند سر خانه زندگی شان الگوی نظافتی غیر از مادر داشته باشند؟!معمولا تصور این دختربچه‌ها از زنانگی و خانه داری چیزی غیر از دختر بچه‌های دیگر است. آنها فکر می‌کنند نمی‌توان یک زن ایده آل و یک مادر مهربان بود، بدون آنکه دست‌ها بوی وایتکس بدهد ویا اینکه یک لک کوچک افتاده باشد پشت دستگیره در. از سوی دیگر مسائل رفتاری از جمله سخت‏گیری زیاد خانواده‏ها به کودکان برای رعایت تمیزی و شست‌وشوی فراوان گاهی سبب بروز علائم وسواس در بزرگسالی می‏شود.

● وسواس بیمارمان می‌کند
بیماران وسواسی معمولا به علت علائم مختلف به پزشکان گوناگون مراجعه می‏کنند. مثلا در وسواس آلودگی، فرد به علت زخم پوستی ناشی از شست‌وشوی بیش از حد دست و صورت به پزشک متخصص پوست مراجعه می‏کند، یا شروع بیماری وسواس بعد از زایمان، می‌تواند زنان را به متخصص زنان بکشاند، یا افراد وسواسی را مجبور کند به علت ضایعات لثه، ناشی از مسواک زدن زیاد به دندانپزشک مراجعه‏کنند. آنها که گرفتار وسواس افکار تکراری (مانند افکاری با محتوای پرخاشگری، مذهبی و...) هستند معمولاً به علت بی‏خوابی به پزشک مراجعه می‏کنند.

● راه‌های مقابله
دکتر قرایی مقدم وسواس را از آن نوع بیماری‌ها می‌داند که معمولاً دوره درمان طولانی می‌طلبد.همچنین تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد که در زمینه درمان بیماران وسواسی، بهترین اقدام، رفتار
درمانی - شناختی و دارو درمانی است.دکتر قرایی‌مقدم وسواس را مختص به جامعه شهری و زنان نمی‌داند و معتقد است طبق تئوری جورج مید که دیدگاه دیگران و دگران را مطرح کرده است، دیگران یعنی همان پدر، مادر و اعضای خانواده و دگران به معنای مردم عام جامعه می‌توانند در کاهش یا افزایش عملکرد وسواسی فرد موثر باشند، به گونه‌ای که نباید با دادن صفت‌های وسواسی و یا گوشه و کنایه پراندن، فرد وسواسی را تحریک کنند بلکه باید تلقین‌پذیری فرد را در جهت بهبود تقویت کرد. بنابراین وقتی به آنها که گرفتار وسواس شده‌اند سرکوفت نزنیم، تمسخرشان نکنیم و به آنها و خودمان بفهمانیم که تنها راه قطعی درمان مراجعه به روانپزشک و حتی دارو درمانی است آن وقت دیگر کلافه نمی‌شویم از شنیدن واژه‌های تکراری و خسته کننده مثل «بشور، بساب، اینجا ننشین، بنشین آنجا! بلند شو، با پای خیس راه نرو، ای وای! کی گفت بروی سر یخچال!»





یکشنبه 19 آبان 1387

PSYCHOLOGICAL NEEDS OF MILITARY PERSONNEL AND THEIR FAMILIES ARE INCREASING—STRAINING MILITARY HEALT

یکشنبه 19 آبان 1387

نوع مطلب :
نویسنده :

WASHINGTON, DC—A report of the American Psychological Association (APA) released today calls attention to the increasing mental health needs of military personnel and their families - needs that are straining the current military health services system. Many service personnel and their family members are going without mental health care because of the limited availability of such care and the barriers to accessing care.

The report, developed by an APA Presidential Task Force on Military Deployment Services for Youth, Families and Service Members, notes that while service delivery efforts by individual military mental health providers are laudable, the military system falls short in its ability to meet the psychological health needs of deployed personnel and their families.

The APA Task Force examined several studies and surveys of military personnel completed over the last four years to determine the effect of military deployments on service members and their families (spouses, children and significant others), the significant barriers to receiving mental health care from the Department of Defense (DoD) and the Veterans Affairs (VA) system, and the availability and effectiveness of current programs. The Task Force was further charged with creating recommendations to improve the delivery of mental health services to deployed personnel, those returning from a combat zone, and military families.

“Deployment can be a complex, and for some families, overwhelming process,” states Michelle D. Sherman, PhD, co-chair of the APA Task Force.  “Deployment means extended separations and the uncertainty of having a loved one in a combat zone.  The situation creates an environment in which the development of significant emotional problems for military personnel and their families is a real possibility.”

According to the APA Report, a growing number of military personnel and their families are reporting emotional problems resulting from deployment stress. More than 30 percent of all soldiers met the criteria for a mental disorder but less than half (23-40%) of those with mental health concerns sought help. Moreover, these figures do not include those who don’t identify concerns or those who develop symptoms after returning from deployments.

Stress can be more severe for both military personnel and their families when certain risk factors exist, according to the report. Families with a history of problems, young families experiencing their first military separation or families who recently moved to a new duty station are more vulnerable to the stresses of deployment. Additionally, families with foreign-born spouses, service members without a unit affiliation or those serving in the National Guard or Reserves are more likely to experience higher stress levels.

Serious barriers to accessing quality mental health care for military personnel and their families are prevalent, the report found.  The shortage of psychologists (close to 40% vacancy) in active duty slots hampers the availability of treatment. This shortage has increased stress and diminished morale among the providers remaining within the military care system. The increased job stress for these providers is leading to high attrition rates and creating an overflow of referrals to civilian psychologists who may not have as much training as military psychologists on issues related to the military and deployment.
 
Reduced access to care due to long waiting lists, limited clinic hours, breakdowns in the referral process and hard-to-reach locations also make it difficult for returning military personnel and their family members to get help, cites the report. The problems range from maintaining mental health care for service members who are transitioning from active duty to veteran status, to finding health services for National Guard and Reserve personnel who live far from military bases.

Further, according to the report, stigma and negative attitudes within the military about obtaining mental health treatment often prevent those in need of care from seeking it.  

Children of military families are also dealing with the effects of deployment. Currently, 700,000 children in the U.S. have at least one parent deployed overseas for military duty. Having a primary caretaker in a war zone can be one of the most stressful events a child can experience, states the report.

The APA makes the following recommendations: 

  • Establish centralized leadership of military mental health services to better coordinate the services on military bases and surrounding communities.
  • Educate military leadership about the importance of mental health care among service members and their families and about reducing stigma associated with seeking mental health services.
  • Undertake more research on mental health issues related to deployment to guide policies, program development and treatment plans for service members and their families.
  • Ensure that treatment is available to service members and their families throughout the deployment cycle with special focus on posttraumatic stress disorder (PTSD) and traumatic brain injuries (TBI).
  • Increase recruitment efforts to hire more psychologists and to retain well-trained and experienced psychologists.
  • Provide special ongoing training in deployment stress for all psychologists in the military system – both military and civilian providers. 
  • Allocate additional funding to ensure access to high quality mental health care for service members and their families.

Presidential Task Force on Military Deployment Services for Youth, Families and Service Members: Chair: Shannon J. Johnson, PhD, Naval Medical Center, San Diego, CA; Co-Chair: Michelle D. Sherman, PhD, Oklahoma City Veterans Affairs Medical Center ; Jeanne S. Hoffman, PhD, Tripler Army Medical Center; Larry C. James, PhD, Tripler Army Medical Center; Patti L. Johnson, PhD, Madigan Army Medical Center; John E. Lochman, PhD, ABPP University of Alabama; Thomas N. Magee, PhD, Offut AFB ; David Riggs, PhD, Uniformed Services University of the Health Sciences




پنجشنبه 9 آبان 1387

چگونه با كتاب خواندن و قصه گفتن می توان به رشد تكلمی كودك كمك كرد؟

پنجشنبه 9 آبان 1387

نوع مطلب :
نویسنده :

كودك و لكنت زبان

 

 

 

در قسمت قبل به چند نمونه از موارد ارتباط كلامی والدین با كودك لكنتی پرداختیم كه اجرای آنها سبب بهبود رشد تكلمی كودك می شود . اینك به دیگر موارد ارتباط كلامی می پردازیم...

برای كودك قصه بگویید و یا كتاب بخوانید

با صدای گیرا و رسا  قصه گفتن برای كودك و یا خواندن كتاب داستان برای او نیز تأكیدی است بر بُعد خوشایند ارتباط كلامی . قصه گویی و خواندن كتاب های داستان برای كودك در جهت جلب توجه او ، از اهمیت به سزایی برخوردار است . در موقع قصه گفتن و یا خواندن كتاب سعی كنید با صدای نسبتاً بلند ، و آهنگ و نظمی خاص این كار را انجام دهید . زمانی كه قصه های خاص و مورد علاقه كودك را چندین مرتبه نقل كردید و یا خواندید ، به او فرصت بدهید تا در صورتی كه تمایل و آمادگی دارد ، بعضی از جملات قصه را تكرار نماید و یا این كه همه ی قصه را با كلمات خودش برای شما بازگو كند . اگر احساس می كنید كه مهارتی در قصه گویی ندارید ، می توانید با صحبت كردن در مورد تصاویر و عكس های دوست داشتنی ، به ویژه آنهایی كه با خود خاطره و حكایتی را به همراه دارند با او ارتباط برقرار كنید. از زندگی و خاطرات دوران كودكی خودتان و یا از كارهای جالب خود كودك در گذشته ، وقتی كه كوچكتر بود ، برای او بگویید . همه ی بچه ها شنیدن قصه ها و خاطره ها را دوست دارند . از بازگو كردن قصه های ترس آور اجتناب كنید ، زیرا اگر چه ممكن است داستان های ترسناك برای كودك جالب و لذت بخش باشد ، اما نهایتاً موجب آزردگی ذهن و روان او خواهد شد . شما باید كارهایتان را به گونه ای برنامه ریزی نمایید كه هر روز فرصتی داشته باشید تا بدون درگیری و مزاحمت و با خیال راحت برای كودك قصه بگویید و یا داستان مصور بخوانید . اگر برنامه قصه گویی شما برای كودك با برنامه های تلویزیون همزمان شده است ، باید ترتیبی بدهید كه در ساعات مشخصی تلویزیون خاموش باشد.

 

 

 

سعی كنید در طول هفته یا ماه ، حتی المقدور ، چندین دفعه به كودك بگویید و یا به گونه ای نشان دهید كه به او علاقه مند هستید و دوستش دارید . بی تردید برای كودك بسیار مشكل خواهد بود كه بتواند در موقع لزوم این قبیل احساسات بسیار ارزشمند را بدون برخورداری از یك الگوی مطلوب ابراز نماید .

به چه چیزی می خندید ؟ اگر خنده شما به چیزهایی باشد كه موجب ناراحتی و دلگیری كسان دیگر شود ، در واقع نحوه خنده نابجا و رفتار ناشایست را به كودك خود آموزش می دهید . كودك نیاز دارد درباره حرفها و كارهای خنده دار و افراد خندان چیزهایی بداند ، بنابراین از خندیدن خودتان برایش صحبت كنید و به او بگویید كه چه عاملی باعث خنده شما می شود . به او بفهمانید كه شما به چیزهای خنده دار می خندید و نه به چیزهای ناراحت كننده .

موقعی كه كودك عصبانیت و خشم خودش را ابراز می كند ، با دقت و حوصله لازم پیش او رفته و به حرف هایش گوش كنید . با او در مورد چیزی كه سبب ناراحتی و عصبانیت او شده بحث كنید . كودك ممكن است به دلایل متعددی مانند دلسردی ، سرخوردگی و پافشاری در انجام كاری مطابق میل خودش ، عصبانی و خشمگین شده باشد . احساس واقعی از ناراحتی و یا احتمالاً تقلیدی از خستگی مفرط و عصبانیت های شخص شما می تواند علت بروز خشم كودك باشد.

با كودك درباره این كه همیشه راههای بهتری برای ابراز احساسات او وجود دارد ، صحبت كنید . او را متقاعد نمایید كه می تواند خواستهای مشروع خود را بدون اوقات تلخی و عصبانیت به دست آورد. در این زمینه برای او چند مثال عینی و محسوس بزنید و روش هایی را كه می تواند با تمسك به آنها احساسات خود را به شیوه ای مطلوب و سودمند ابراز كند ، برایش تبیین و تشریح نمایید. زمانی كه كودك نسبت به روش های مناسب تری كه می تواند با استفاده از آنها احساسات خود را ابراز كند ، آگاهی پیدا می كند ، تعارض هایی كه موجب بسیاری از ناروائی های كلامی او می شود ، به طور محسوس كاهش می یابد.




پنجشنبه 9 آبان 1387

چپ دستی یا راست دستی

پنجشنبه 9 آبان 1387

نوع مطلب :
نویسنده :

نگاه اجمالی

  • شما راست دست هستید یا چپ دست؟

  • چه چیزی باعث شده راست دست یا چپ دست شوید؟

  • آیا می‌توان چپ دستی را به راست دستی تغییر داد؟

نوزاد انسان نه «راست دست» و نه «چپ دست» است، ولی در ماههای اول زندگی کم کم به یکی از دستها تمایل بیشتری را نشان می‌دهد. در شش ماهگی اکثر نوزادان دو دست را بطور مساوی بکار می‌برند و در پایان سال اول زندگی تمایل به یکی از دستها قابل مشاهده و تشخیص است. در طی دومین سال نیز کودکان گاهی دست اصلی خود را به دیگری تغییر می‌دهند، ولی تعداد این تغییر کمتر از سال اول است و بطوری که تعداد تغییر در سومین سال زندگی کمتر از سال دوم می‌شود تا این که در شش سالگی دیگر تقریبا ترجیح دستی ثابت باقی می‌ماند.

راست دستی یا چپ دستی

برتری یکی از دستها بر دیگری بهتر از وجود تردید در کودک است. برقراری برتری در یکی از دستها موجب احساس ثبات و اطمینان و کسب مهارتهای کامل حرکتی در فعالیتها می‌شود، اما جواب به این سوال که «برتری کدام بهتر است؟» به فرهنگ جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند، بستگی دارد.
دلیل قاطع و روشنی وجود ندارد که بگوییم «راست دستها» بر «چپ دستها» برتر هستند؛ اما سنت موجود این است که «راست دستی» را ترجیح می‌دهند و در فرهنگ ایران نیز همین ترجیح وجود دارد. در واقع «راست دستی» یک قرارداد « فرهنگی ــ اجتماعی » است که بیشتر مردم به حفظ آن متمایلند.

برتری راست دستی در کودکان

برای کودک بین « سه تا پنج سالگی » سالهای مهمی از نظر چپ دست یا راست دست شدن است. در این مدت کودک رفته رفته در بکار بردن یکی از دستها تاکید بیشتری می‌کند. اگر کودک را به حال خود رها کنیم، ممکن است خودبه‌خود راست دست شود، ولی این امکان وجود دارد که وی عادت به چپ دستی بکند. به همین سبب باید کودک را در بکار بردن دست راست تشویق کرد.

متاسفانه این دیدگاه در میان مردم حتی افراد تحصیلکرده وجود دارد که راست یا چپ دستی ارثی است و نباید در انتخاب یکی از دستها بر دیگری دخالت کرد و باید کودک را مطلقا به اختیار خود واگذار کرد. آنان از این می‌ترسند که اکر دخالتی در این مورد شود، ممکن است به اختلالات جسمی یا روانی نظیر
لکنت زبان منجر شود، ولی باید گفت که این ترجیح دستی ارثی نیست و باید کودک را با تشویق در جهت مورد نظر هدایت کرد.

شیوع راست دستی

از زمانی که تمدن بوجود آمده و انسانها وسائل و ابزاری برای خود درست کرده‌اند، این طور احساس شده است که یکی از دستها باید نقش اول را در انجام دادن کارها به عهده بگیرد و دست دیگر آنرا کمک کند. به عللی نامشخص دست راست در همان زمانها مقدم شده است و نسلهای بعد این تقدم را به عنوان یک رسم و سنت پذیرفته‌اند. در نتیجه در تمام دنیا تعداد راست دستها بیشتر است، به گونه‌ای که بیش از نود و پنج درصد افراد راست دست هستند.

چپ دستی

با وجود آنکه جهان ما راست دست گرا است و تمام وسایل و ابزارها برای راست دستها ساخته شده‌اند، ولی تعداد چپ دستها نیز در جوامع کم نیست و این باعث شده که آنها در بکار بردن ابزار و وسایل اشکالات و مشکلاتی داشته باشند. علاوه بر این ، از همان زمانهای دور چپ دستی ناپسند بوده است و باید اقرار کرد که این ناپسندی در بین اکثر مردم هنوز به قوت خود باقی مانده است. بنابراین کودک چپ دست همیشه شرمسار و خجالت زده است و این ناراحتی زمانی به اوج خود می‌رسد که پیوسته به او توصیه شود که دست دیگر خود را بکار برد.

این گونه ناراحتی‌ها در چپ دستها سبب بی علاقگی ،
ترس و احتمالا حسادت به راست دستها می‌شود. بنابراین وظیفه والدین این است که به این ناراحتی‌های کودک چپ دست آگاه باشند و به او دلگرمی‌های لازم را ارائه نمایند. کودک چپ دست نباید احساس کند که به علت چپ دستی طرد خواهد شد، یا دیگر کسی او را دوست نخواهد داشت.

علت شناسی راست دستی و چپ دستی

نظریه توارث

این عقیده وجود دارد که راست یا چپ دستی وراثتی است و چنانچه بخواهند به زور آن را تغییر دهند، ممکن است کودک به اختلالات عصبی ، مانند لکنت زبان دچار شود. همچنین گفته شده که علت راست دستی در بزرگتر و قویتر بودن نیمکره چپ مغز است. اما تحقیقات انجام شده این نظریه را رد می‌کند. یکی از روان شناسان در مورد این قضیه گفته است که: « ارثی دانستن راست دستی یا چپ دستی بدان علت بوده که تا امروز توضیح و توجیه بهتری ارائه نشده است. »

نظریه یادگیری

مطالعات دقیق نشان می‌دهد که بکار بردن دست راست یا چپ تابع قوانین یادگیری است و مانند سایر عادتها و رفتارها در نتیجه تمرین و تکرار بدست می‌آید. علاوه بر این ، تجربه نشان داده است که کودکان و بزرگسالان می‌توانند مهارتهای تازه‌ای با یکی از دو دست فرا بگیرند، بدون آنکه توجهی به نوع ترجیح دستی خود داشته باشند ( مانند یادگیری رانندگی ) و این موضوع به هیچ وجه موجب اختلالات عاطفی در آنان نخواهند شد.

تغییر چپ دستی

تغییر از چپ دستی به راست دستی امکان پذیر است، ولی نباید فراموش کرد که هر چه دیرتر اقدام شود، به همان نسبت نیز دشوارتر خواهد بود. باید توجه داشت که این تغییر احتمالا باعث ناراحتی و هیجانی شدن کودک خواهد شد و هنگامی که این تغییر با زور و اجبار باشد، ممکن است سبب لکنت زبان نیز بشود. البته این بدان معنی نیست که اگر بخواهیم چپ دستی را به راست دستی تغییر دهیم، دچار لکنت زبان خواهیم شد، بلکه تاثیر ناراحتی و هیجانهای همراه است که باعث این اختلالات می‌شود و معمولا پس از آنکه تغییر صورت گرفت و ناراحتی و هیجان کاهش پیدا کرد، این اختلالات نیز از بین می‌رود.

نکته مهمی که در تغییر چپ دستی وجود دارد، این است که نباید در این کار اجبار وجود داشته باشد. بخصوص زمانی که کودک شدیدا به حفظ چپ دستی خود تمایل دارد، نباید دخالتی کرد و بهترین کار آزادی در استفاده از دست چپ است. اگر به کودک اجبار شود، یا مقاومت او را در حفظ چپ دستی نادیده بگیریم، ممکن است که آسیبهای جسمی و روانی جبران ناپذیری به او وارد سازیم.




دوشنبه 6 آبان 1387

چگونگی حفظ بهداشت روانی

دوشنبه 6 آبان 1387

نوع مطلب :
نویسنده :

برای داشتن روح و روانی سالم و تندرست ، لازم است که انسان به مقررات و قوانین که برای نگهداری و حفظ این سلامتی لازم ضروری است توجه داشته باشد و آنها را دقیق رعایت نماید. برای این کار ابتدا ، باید با روشهای حفظ این سلامتی آشنا شویم. بنابراین برای داشتن روحی سالم و شاداب حفظ بهداشت روانی لازم است.
● روشهای حفظ بهداشت روانی
▪ پذیرش هیجان و احساسات
"ترس (Fear ) ، خشم (Anger) ، شادی (Joy) " عمده‌ترین هیجان‌های طبیعی انسان است: با این وجود گاهی برای اجتناب از احساس اضطراب و ترس سعی می‌کنیم در موقعیت‌های طبیعی اضطراب آور برخوردهای عاری از هیجان داشته باشیم؛ چنین برخوردی یک نوع خونسردی مصنوعی است که می‌تواند به نوعی در دراز مدت باعث مشکلات روانی در فرد یا افراد شود. همچنین بعضی مواقع فرونشانی هیجان‌ها و عواطف باعث عدم تفکیک مناسب بین شادی‌ها و غمهای طبیعی (بهنجار) و غیر طبیعی (نابهنجار) می شود.
در واقع هیچ علتی برای شرمگین شدن از "داشتن احساس ترس یا دیگر احساسات به هنگام امتحان‌های دشوار یا موقع یادگیری اسکی ، یادگیری شنا یا مواجهه با یک رویدادهای خوشایند یا ناخوشایند "وجود ندارد، و قبول آنها بهتر از "انکار ، سرکوب و..." آنها است. بدین ترتیب اگر قبول کنید که این هیجان‌ها را دارید و آنها حق طبیعی شماست؛ در آن صورت راه ابراز و کاهش آنها را بصورت‌های مستقیم و غیر مستقیم پیدا خواهید کرد.
▪ شناسایی زمینه‌های آسیب‌زا
وقتی بکوشید که علت و موقعیت‌های ناراحتی خود را به روشنی بشناسید ممکن است؛ بتوانیدموقعیت‌های مورد نظر را بصورت تازه‌ای ببینید. در واقع رویکردتان به علت‌ها و موقعیت‌های اضطرار آور نباید "یک بعدی" (Unidirectional) و بدون بررسی باشد، در آن صورت است که می‌توانید متناسب با توانایی‌های شخصی و عوامل محیطی راههایی را برای مقابله صحیح با آنها پیدا کنید.
"برنامه‌ریزی برای جلوگیری از احساس درماندگی در دقایق آخر ، صحبت با افراد مطمئن در مورد زمینه‌های آسیب‌زا و اضطراب‌آور ، شرکت در کلاس‌های آموزشی مخصوص (بویژه اگر مفید بودن آنها ثابت شده است)" بعضی از اقدامات برای مقابله صحیح می‌باشد.
▪ پرورش رغبتها و استعدادها
هر جامعه‌ای فرصت‌های تقریبا نامحدودی برای مردمانی از هر سن (شاید از هر دو جنس) فراهم می‌کند تا افراد استعدادهای خود را در زمینه‌های مختلف آزموده و به موفقیت‌های فردی و اجتماعی دست یابند. این فرصت‌ها می‌تواند "ورزشی ، تحصیلی و علمی ، هنری ، فنی و..." باشد. افرادی که خود را فقط به یک موضوع محدود نمی‌کنند و دنبال یادگیری و بدست آوردن مهارت‌های جدید هستند، غالبا زندگی برایشان جذابیت و گیرایی بیشتری دارد، و به احتمال زیاد موفقیت بیشتری بدست می‌آورد، و همچنین موفقیت بیشتری بدست می‌آورد.
به دنبال آن احساس شایستگی ( Merit Sensation) ناشی از دست یافتن به مهارت "عزت نفس" (Self – Esteem) افراد بالا می‌برد. نکته مهم یا سوال موجود در این زمینه می‌تواند مسایل و کمبودهای اقتصادی و مالی باشد ولی افرادی که تمایل به دست یافتن مهارت یا پرورش استعدادی را دارند؛ مطمئنا راهکارهای خوبی را متناسب با امکانات خود پیدا می‌کنند.
▪ ایجاد روابط صمیمانه
اگر نگاهی به علائم و نشانه‌های اختلالات عاطفی بیندازیم هسته اصلی و نقطه مشترک آنها را احساس انزوا و تنهایی می‌یابیم. ما نیازمند پشتیبانی آرامش‌دهی و اطمینان‌هایی هستیم که از طرف دیگران فراهم می‌شود، چون انسان موجودی اجتماعی است. این موضوع ثابت شده که افرادی که روابط اجتماعی قوی و دوستان صمیمی دارند و نگرانی‌ها و مشکلات خود را با افراد مطمئن بیان می‌کنند و در عین حال به رفاه و خشنودی دیگران توجه و علاقه نشان می‌دهند مشکلات خود را روشن تردیده، درعین حال احساس ارزشمندی بیشتری می‌کنند.
▪ کمک گرفتن به موقع از دیگران
در راه "خودشناسی" (Auto Gnosis) و برطرف کردن مشکلات روانی محدودیتی از قبیل ندانستن تمام راه حل‌ها ، خودفریبی (مکانیسم‌های دفاعی) وجود دارد که باعث می‌شود همیشه نتوانیم مشکلات را بصورت عینی ببنیم. وقتی احساس می‌کنید در برطرف کردن مشکل خود پیشرفتی ندارید، موقع آن فرا رسیده که از متخصصانی مانند: روانشناس (مشاور یا بالینی) ، روانپزشک و درمان گران آموزش دیده به تناسب مشکل خود ، کمک بخواهید. شاید احساس برچسب خوردن و نگرش‌های غلط اجتماعی مانع از مراجعه به این افراد شود؛ ولی کمک خواستن از دیگران خود نمودار پختگی عاطفی و یکی از اولین مراحل خودآگاهی است؛ (چون به این موضوع آگاه است) که یک جای کار تفکر ، احساس ، شخصیت مشکل دارد) و نشانه ضعف افراد.
▪ تقویت اعتقادات مذهبی
رشد و تعالی اعتقادات مذهبی تاثیر بسزایی در تفکر ، احساس و روابط اجتماعی انسان دارد و سلامت جسمانی و بهداشت روانی فرد را تضمین می‌کند. مطالعات نشان داده است؛ افراد معتقد به خدا (بدون در نظر گرفتن نوع مذهب) رفتار و تفکرشان بسیار سالم‌تر و بهنجارتر از افراد "بدون اعتقاد یا با اعتقادات ضعیف" می‌باشد.